یعنی چه
این واژه دو وجه معنایی عمده دارد: نخست به عنوان نام یکی از ایلهای بزرگ، اصیل و لُرتبار ایران (ایل بهمئی) در منطقه کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان شناخته میشود. دوم، در صورت تصحیف یا املای جایگزین برای واژه «بهیمی»، به معنای منسوب به بهیمه (چهارپا) یعنی حیوانی، غریزی و غیرانسانی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ واژه به عنوان اسم خاص قومی و جغرافیایی به صورت بَهمَئی (Bahma'i) است. در متون قدیمی و فلسفی اگر به عنوان صفت به کار رود، بَهِیمی یا بَهمهای خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل به صورت دقیق ۶ حرفی و به شکل «بهمه ای» نوشته میشود که بسته به طراح جدول میتواند اشاره به قوم لُر یا صفت حیوانی داشته باشد.
به انگلیسی
برای نام قوم لُر از نگارش لاتین Bahmai یا Bahmaie استفاده میشود و برای مفاهیم مرتبط با ریشه بهیمی، کلماتی چون animalistic و beastly به کار میروند.
به فارسی
در زبان فارسی معادلهای این واژه بسته به ریشه آن متفاوت است؛ در بخش قومی به معنای «لر بزرگ و زاگرسنشین» و در بخش لغوی به معنای «حیوانی، جانوری، غریزی، چهارپا و ستور» است.
نماد چیست
در فرهنگ قومی، این واژه نماد شجاعت زاگرسنشینان، پوشش محلی چوقا و درخت بلوط است. در ادبیات کلاسیک و عرفانی، صفت بهیمی نماد تمایلات صرفاً غریزی (خوردن و خوابیدن) در مقابل تجلی عقل و انسانیت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بهمه ای
واژه «بهمه ای» در زبان و ادبیات فارسی یک مدخل دوگانه است که نیاز به تفکیک دقیق دارد. از یک سو، این کلمه با املای رایج «بهمئی» اسم خاص برای یکی از کهنترین و بزرگترین ایلهای لُرتبار زاگرس جنوبی در نواحی کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان است که ریشه در تاریخ و فرهنگ ایران زمین دارد.
از سوی دیگر، در لغتنامههای سنتی و متون کهن، این واژه گاهی به عنوان دگرگونی یا غلط دیکتهای برای واژه عربیالاصل «بهیمی» (منسوب به بهیمه یا همان چهارپا) قلمداد میشود. در این کاربرد، معنای صفتِ غریزی، حیوانی و غیرعقلانی را متبادر میکند که در ادبیات اخلاقی در نقطه مقابل انسانیت و عقلانیت قرار میگیرد.
بنابراین هنگام مواجهه با این لفظ در متون یا جداول، باید به سیاق گفتار توجه داشت؛ اگر کاربرد قومی و جغرافیایی مد نظر باشد یک اصالت ملی ایرانی دارد و اگر در متون فلسفی و اخلاقی بیاید، اشاره به نفس اماره و غرایز حیوانی انسان دارد.