یعنی چه
ترکیبی وصفی از «بسیار» (قید مقدار به معنی خیلی و شدیداً) و «مشکل» (به معنی دشوار و سخت) است. این عبارت برای توصیف کارها، مسائل یا شرایطی به کار میرود که میزان سختی و بغرنج بودن آنها چند برابر حالت عادی است و حل یا انجام دادنشان به انرژی، زمان و تلاشی مضاعف نیاز دارد.
تلفظ
این عبارت از دو واژه تشکیل شده است: «بسیار» با کسرهٔ حرف ب، سکون س و فتح ی؛ و «مشکل» با ضمهٔ م، سکون ش و کسرهٔ ک تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «بسیار مشکل»، معمولاً پاسخهای کوتاهتری نظیر صعب، شاق، غامض یا بغرنج مد نظر است، اما خود این ترکیب دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم شدت سختی در زبان انگلیسی از قیدهای تشدیدکننده مانند very یا extremely قبل از صفات سختی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان سختیِ بیش از حد، از ترکیب صفت با کلماتی نظیر جداً یا للغاية استفاده میکنند؛ همچنین واژه عسیر به خودی خود بار معنایی سختی شدید را دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بسیار مشکل
عبارت «بسیار مشکل» یک ترکیب وصفی پرکاربرد در زبان فارسی است که از پیشنشینی قید مقدار فارسی «بسیار» بر سر واژهٔ «مشکل» ساخته شده است. ریشهٔ کلمهٔ مشکل به زبان عربی (ش-ک-ل) بازمیگردد که در اصل به معنای امرِ پوشیده، مشتبه و درهمرفته است؛ اما در تعامل با زبان فارسی معنای دشواری و زحمت را به خود گرفته است.
این عبارت در گفتارهای روزمره، متون علمی و ادبیات رسمی زمانی به کار میرود که یک مسئله از حد طبیعی سختی فراتر رفته و به گرهای کور یا چالشی طاقتفرسا تبدیل شده باشد. در ادبیات فارسی، مفاهیم همسو با این واژه معمولاً به عنوان نمادی از گرههای زندگی، ابهامات عمیق معرفتی یا آزمونهای بزرگ انسانی تصویر میشوند.
از نظر قرآنی، خود واژهٔ «مشکل» با این ساختار در متن کتاب مقدس مسلمانان نیامده است، هرچند ریشهٔ آن در قالب افعالی مانند «تُشاکِلُ» (به معنی روش و خوی) دیده میشود. برای رساندن مفهومِ دشواریِ شدید در فرهنگ قرآنی، بیشتر از واژگان و تعابیری همچون «عُسْر»، «عَسِیر» یا «عَقَبَة» (گردنه سخت) استفاده شده است که همگی بر شدت زحمت و نیاز به استقامت دلالت دارند.