یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی به معنای دل بریدن، قطع امید کردن، ترک گفتن و رها کردنِ دلبستگی یا التجا به شخص یا مقتدایی است. در متون کهن گاهی به معنای قطع کردن رابطه یا دست کشیدن از حمایت نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ این عبارت کنایی و ادبی به صورت [dast az dāman bedāštan] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول عبارت ۱۵ حرفی «دست از دامن بداشتن» یا جایگزینهای نزدیک آن است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از عباراتی که مفهوم رها کردنِ پیوند، پشتیبانی یا وابستگی را میرسانند برای معادلسازی این کنایه استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال مرتبط با رویگردانی، ترک کردن التجا و قطع رابطه به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
واژهها و ترکیبهای اصیل فارسی که با این اصطلاح هممعنی هستند شامل «دست از دامن برداشتن»، «دست کشیدن»، «دل بریدن»، «ترک گفتن»، «صرفنظر کردن» و «چشمپوشی» میشوند.
در قرآن
عبارت ترکیبی و کنایی «دست از دامن بداشتن» به صورت مستقیم و عیناً در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، مفاهیم همپوشان با آن مانند اعراض، ترک کردن یا قطع امید در قالب افعالی نظیر «أعرضوا»، «تركوا» و «ذروا» بارها در آیات مختلف بیان شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این عبارت نماد «انقطاع» و بریدن از تعلقات دنیوی، گسستن پیوند عاطفی یا معنوی و پایان دادن به التجا و پناهندگی به یک شخص یا قدرت است. در ادبیات عرفانی نیز میتواند نماد جدا شدن از غیر حق و بریدن از ماسویالله باشد.
جمعبندی و توضیح کامل دست از دامن بداشتن
اصطلاح و کنایهٔ ادبی «دست از دامن بداشتن» یکی از تعابیر کهن و اصیل زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ و پوشش گذشته دارد؛ جایی که افراد برای خواهش، تظلمخواهی، پناهندگی یا ابراز ارادت به دامن لباس بزرگان و مقتدایان خود چنگ میزدند. فعل «بداشتن» در فارسی میانه و دری قدیم به معنای ترک کردن و رها کردن بوده است؛ بنابراین رها کردن دامن کنایه از قطع وابستگی، ناامید شدن و دست کشیدن از پناه یا همراهی است.
این عبارت ترکیبی با وجود دارا بودن ابعاد عمیق ادبی و عرفانی، در ساختار جدولها و واژهنامهها به عنوان مترادفی برای دل بریدن، اعراض و چشمپوشی شناخته میشود و تفاوت ظریفی با عباراتی چون «دست از سر برداشتن» دارد، چرا که بیشتر ناظر بر گسستن یک پیوندِ التجاآمیز، حمایتی یا عاطفی است.