یعنی چه
«دیبای منقش» یک ترکیب وصفی ادبی است. دیبا به معنای پارچه ابریشمی نفیس و منقش به معنای دارای طرح و رنگآمیزی است؛ بنابراین این ترکیب به معنای حریر یا بروکاد نقشدار و تزیینشده است.
تلفظ
تلفظ واژه اول دِیبا (با کسر دال و سکون یاء) و واژه دوم مُنَقَّش (با ضم میم، فتح نون، فتح و تشدید قاف) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این عبارت بر اساس تعداد حروف، خودِ ترکیب «دیبای منقش» با ۹ حرف است. همچنین واژههایی مانند پرنیان، پرند منقوش و کمخا نیز به عنوان کلمات هممعنی در جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم پارچه ابریشمیِ دارای نقش و نگار ساختاری، از اصطلاحات تخصصی نساجی نظیر brocade یا figured silk استفاده میشود.
به عربی
واژه دیبا در زبان عربی به صورت «دیباج» معرب شده است و ترکیب «دیباج منقش» یا «حریر مطرز» (ابریشم گلدوزی/تزیینشده) دقیقترین معادلهای آن هستند.
به فارسی
در برگردان اصیل فارسی و واژگان همردیف، میتوان از تعابیری همچون پرنیان نگارین، پرند منقوش، دیبای مشجر و جامهٔ نقشبافت استفاده کرد. واژه دیبا خود ریشه در فارسی میانه (dēbāg) دارد که با مفهوم درخشیدن مرتبط است و بخش دوم آن (منقش) وامواژهای عربی از ریشه (ن-ق-ش) است.
در قرآن
عین عبارت «دیبای منقش» در قرآن کریم وجود ندارد؛ اما معربهای کلمه دیبا برای توصیف لباس بهشتیان به کار رفته است؛ از جمله «سُندُس» به معنای دیبای نازک و لطیف و «إِستَبرَق» به معنای دیبای ضخیم و فاخر (مانند آیه ۳۱ سوره کهف و آیه ۲۱ سوره انسان).
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، دیبای منقش نماد تجمل، پادشاهی و آراستگی است. شاعران اغلب از این ترکیب برای توصیف دشتهای سرسبز و پرگل در فصل بهار (که گویی جامه تن کردهاند) و همچنین به عنوان استعارهای برای سخن و شعر موزون، فصیح و زیبای خود استفاده میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل دیبای منقش
عبارت «دیبای منقش» یکی از ترکیبهای وصفی و پرکاربرد در ادبیات کلاسیک فارسی است که از دو بخش تشکیل شده است؛ «دیبا» که ریشه در زبان پهلوی دارد و به معنای پارچه ابریشمی درخشان و نفیس است، و «منقش» که واژهای عربی به معنای دارای طرح، نگار و تزیینات است. در مجموع، این اصطلاح به نوعی حریر یا بروکاد گرانبها اشاره دارد که هنرمندانه طراحی و رنگآمیزی شده است.
اگرچه این ترکیب به صورت مستقیم در متن قرآن مجید ذکر نشده، اما مفاهیم معرب آن مانند سندس و استبرق بارها برای توصیف جامههای فاخر اهل بهشت به کار رفتهاند که جایگاه والای این نوع پوشش را در ذهنیت قدمای شرق نشان میدهد. در کاربردهای جدولی نیز این واژه به دلیل ساختار ۹ حرفی خود و داشتن مترادفهای معروفی چون پرنیان و کمخا، همواره مورد توجه طراحان جدول است.
در قلمرو شعر و ادب فارسی، دیبای منقش فراتر از یک نوع پارچه، به یک نماد فرهنگی تبدیل شده است. این عبارات کنایه از زیبایی بینظیر طبیعت در فصل بهار، جامههای باشکوه پادشاهان در دربار، و در نهایت استعارهای از اشعار نغز، منسجم و آراسته شاعران بزرگ است که کلمات را مانند نقش بر ابریشم کنار هم مینشانند.