یعنی چه
این واژه یک فعل مرکب کهن و کمکاربرد در زبان فارسی است که بیشتر در متون کلاسیک و حماسی (مانند شاهنامه فردوسی) به کار رفته است. بگرد آوردن به معنای به خاک افکندن دشمن، سرنگون کردن، خوار کردن، نابود کردن و همچنین به گردش درآوردن و چرخاندن چیزی است. این عبارت نباید با فعل رایج «گِرد آوردن» به معنی جمعآوری اشتباه گرفته شود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بِگَرد آوردن» (bégard āvardan) است که از پیشوند «بِـ» + «گرد» (از مصدر گردیدن) + «آوردن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۹ حرف) خودِ «بگرد آوردن» است و از طراحان ممکن است واژههایی چون سرنگون کردن یا خوار کردن را به عنوان راهنما بیاورند.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، در معنای حماسی و جنگی از واژههای overthrow و defeat نیز استفاده میشود.
به عربی
در معنای بازگرداندن به حالت اولیه نیز واژههایی مانند أعاد یا ردّ کاربرد دارند.
نماد چیست
این عبارت به عنوان یک فعل، نمادگرایی مستقل باستانی ندارد؛ اما در بافت شعر حماسی فارسی، نمادی از سرافکنده کردن حریف، پیروزی مطلق بر دشمن و از اوج عزت به خاک ذلت کشاندن (سرنگون کردن) محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بگرد آوردن
واژه «بگرد آوردن» یک ترکیب اصیل، کهن و فخیم در زبان فارسی است که نباید آن را با واژه همنویسه اما متفاوت «گِرد آوردن» (به معنی جمع کردن) اشتباه گرفت. این واژه در ادبیات کلاسیک، به ویژه در اشعار حماسی فردوسی، کاربرد داشته و به معنای سرنگون کردن، نابود کردن و سر دشمن را به خاک مالیدن است.
علاوه بر جنبه حماسی، این فعل در معنای فیزیکی به حرکت درآوردن و چرخاندن نیز به کار میرفته است. امروزه این واژه در زبان گفتاری و نوشتاری معاصر کاملاً منسوخ شده و جای خود را به ترکیباتی چون «به خاک افکندن»، «شکست دادن» یا «سرنگون کردن» داده است، اما همچنان در بررسی متون کهن اهمیت واژهشناختی بالایی دارد.