یعنی چه
واژهای عربی و کهن است و به فرد یا عضوی از بدن اشاره دارد که دچار عارضه پوستی، زخم، شکاف یا غدهای به نام سلعه شده باشد.
تلفظ
این کلمه بر وزن مفعول خوانده میشود و حروف مَسکون آن سین و عین هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «شخص زگیلدار» یا «دارای غده پوستی»، این واژه پنجحرفی کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بیشتر به جنبههای پزشکی و توصیفی ضایعات پوستی یا شکافها اشاره دارند.
به عربی
این کلمه خود ریشه اصیل عربی دارد و از فعل سلع مشتق شده است.
به فارسی
در زبان فارسی امروز معادل مستقیمی که رواج عام داشته باشد ندارد، اما ترکیبات وصفی نظیر دارای برآمدگی گوشتی یا پوستِ عارضهدار بهترین برگردانهای آن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مسلوع
واژه «مسلوع» یک صفت مفعولی با ریشه عربی (س ل ع) است که در متون کهن پزشکی، لغوی و فقهی برای توصیف اشخاص یا اندامهایی به کار میرفته که دچار برآمدگیهای گوشتی، غدهها یا زگیلهای بزرگ بین پوست و گوشت (سلعه) بودهاند. علاوه بر این، در برخی منابع لغوی کلاسیک به معنای زخمخورده، شکافتهشده یا راه واضح و فرورفته نیز تعبیر شده است.
این کلمه در زبان فارسی معاصر کاملاً مهجور و منسوخ به شمار میرود و هیچ کاربرد روزمره یا مدرنی ندارد. بیشترین فراوانی مواجهه با آن در دوران کنونی، در طراحهای سوالات جدول کلمات متقاطع یا هنگام مطالعه فرهنگهای لغت قدیمی نظیر دهخدا و منتهیالارب است.
شایان ذکر است که این کلمه در متن قرآن کریم نیامده و بار معنایی استعاری، ادبی یا کاربرد نمادین خاصی در فرهنگ عامه ندارد، بلکه صرفاً یک اصطلاح توصیفی و ساختاری در زبان عربی کلاسیک محسوب میشود.