یعنی چه
در دانش زبانشناسی، این اصطلاح اشاره به قراردادی بودن نشانههای زبانی دارد؛ به این معنا که هیچ رابطه ذاتی، طبیعی یا منطقی میان لفظ (نشانه صوتی/مکتوب) و معنای آن در جهان خارج وجود ندارد، بلکه این رابطه صرفاً بر اساس توافق و وضع جمعی میان اهل زبان شکل میگیرد.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت [زَ / با / نی / ءِ / قَ / رار / دا / دی] تلفظ میشود که شامل حرکت فتح روی ز، سکون روی ن در بخش اول، و فتح روی ق در کلمه دوم است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این عبارت ۱۳ حرف دارد. اصطلاحات مشابه مانند زبان وضعی یا زبان توافقی نیز ممکن است مد نظر طراحان باشد.
به انگلیسی
در متون تخصصی غربی، برای توصیف این ویژگی بنیادین ساختار زبان، از مفاهیمی چون Conventionality (قراردادی بودن) و Arbitrariness (اختیاری یا اعتباطی بودن) استفاده میشود.
نماد چیست
این عبارت نماد بیرونی واحد یا گرافیکی مشخصی ندارد؛ اما در علم نشانهشناسی، به عنوان نماد اصلی ساختار دال و مدلول شناخته میشود که هویت آن وابسته به زنجیره روابط اجتماعی است.
جمعبندی و توضیح کامل زبانی قراردادی
عبارت «زبانی قراردادی» یکی از مفاهیم کلیدی و زیربنایی در دانش زبانشناسی مدرن و زبانشناسی ساختارگرا است. این اصطلاح به این واقعیت علمی اشاره دارد که پیوند میان فرم صوتی یا مکتوب یک واژه با مابه ازای خارجی یا مفهومی آن، یک رابطه طبیعی، غریزی یا ذاتی نیست. به عنوان مثال، هیچ دلیل بیولوژیکی یا فیزیکی وجود ندارد که چرا به یک موجود چهارپا و وفادار باید لفظ «سگ» اطلاق شود؛ این نامگذاری صرفاً یک توافق پنهان و تاریخی میان سخنگویان زبان فارسی است. در سایر زبانها نیز کلمات کاملاً متفاوتی برای این مفهوم به کار میرود که خود گویای ماهیت غیراختیاری و تماماً قراردادی زبان انسان است.
از نظر ساختار واژگانی، این ترکیب از دو بخش اصلی تشکیل شده است. واژه اول «زبانی» است که ریشه در پارسی میانه و اوستایی دارد و پسوند نسبت به آن متصل شده است. واژه دوم یعنی «قراردادی» اصطلاحی ترکیبی است؛ کلمه «قرار» از ریشه عربی به معنی ثبات و آرامش گرفته شده و با پسوند فارسی «داد» مجهز گردیده تا مفهوم عهد و پیمان را بسازد و در نهایت با پسوند نسبت «ی» به یک صفت تبدیل شده است. ترکیب کلی این دو واژه یک اصطلاح علمی دقیق برای توصیف کارکرد نظامات نشانهای بشر پدید آورده است.
در کاربرد واقعی جملات، این مفهوم برای تفکیک زبان پیشرفته انسانی از سیستمهای ارتباطی غریزی به کار میرود. برای نمونه میتوان گفت: «برخلاف صداهای غریزی و طبیعی حیوانات که در همه جای جهان یکسان و ذاتی است، انسانها از زبانی قراردادی برای انتقال مفاهیم انتزاعی خود استفاده میکنند.» این ویژگی به انسان اجازه میدهد تا دایره واژگان خود را به طور نامحدود گسترش دهد، کلمات جدید بسازد و مفاهیمی را خلق کند که هیچ مابهازای مادی در طبیعت ندارند.
بسیاری از افراد ممکن است این مفهوم را با «زبانهای برنامهنویسی» یا «زبانهای ساختگی» مانند اسپرانتو اشتباه بگیرند. تفاوتی که باید به آن توجه داشت این است که در زبانشناسی، حتی زبانهای طبیعی مثل فارسی، انگلیسی و عربی نیز نوعی سیستم قراردادی به شمار میروند؛ چرا که مبنای آنها بر وضع تعاملی استوار است. در متون اسلامی و علوم بلاغی قدیم نیز بحث مشابهی تحت عنوان «توقیفی یا وضعی بودن الفاظ» مطرح بوده است که طی آن اندیشمندان بررسی میکردند آیا زبان هدیهای مستقیم و دگرگونناپذیر از سوی خداوند است یا محصول وضع و قراردادهای تدریجی جوامع بشری.
نکته فرهنگی و کاربردی مهم در درک این اصطلاح، پیوند عمیق آن با انعطافپذیری و پویایی فرهنگهاست. از آنجا که زبان سیستمی ثابت و فیزیکی نیست و ماهیتی کاملاً اعتباطی و قراردادی دارد، به مرور زمان و با تغییر نیازهای جامعه، قراردادها نیز دستخوش تغییر میشوند. معنای کلمات تغییر میکند، واژههای قدیمی منسوخ میگردند و الفاظ جدید جایگزین آنها میشوند؛ این فرآیند دگرگونی، زنده بودن و پویایی یک جامعه زبانی را تضمین میکند و نشان میدهد که زبان ابزاری زنده در دست انسانهاست.