یعنی چه
این کلمه یک تعبیر فعلی و ترکیبی در زبان عربی است که در قرآن کریم به کار رفته و به معنای بخشیدن قدرت، چیرگی و توانایی غلبه به گروهی بر گروه دیگر است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «لَسَلَّطَهُم» (la-sal-la-ta-hum) است که حرف «ل» مفتوح، حرف «س» مفتوح، حرف «ل» مشدد و مفتوح، حرف «ط» مفتوح و ضمیر «هُم» در پایان آن قرار دارد.
در جدول
این کلمه در بازیهای جدول و کلمات متقاطع به عنوان یک واژه ۶ حرفی قرآنی شناخته میشود.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی قرآن، این عبارت معمولاً برای بیان تسلط مشروط به اراده الهی استفاده میشود.
به عربی
عبارتهای مترادف در عربی معیار برای تبیین معنای دقیق چیرگی ساختن.
به فارسی
معادل مستقیم فارسی این واژه در متون ترجمه اسلامی به صورت «هرآینه آنان را بر شما مسلط میکرد» یا «به یقین ایشان را بر شما چیره میگرداند» آورده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل لسلطهم
واژه «لسلطهم» یکی از تعابیر ترکیبی و فعلی بسیار دقیق در زبان عربی است که به طور خاص در متون اسلامی و قرآن کریم جلوه دارد. این کلمه در لغت به معنای «قطعاً آنان را بر شما مسلط میکرد» یا «غلبه و چیرگی به آنان میبخشید» است. این واژه به صورت یک کلمه مستقل در فرهنگهای لغت فارسی وجود ندارد، بلکه به عنوان یک اصطلاح و فراز قرآنی وارد ادبیات دینی و تفسیری ما شده است. معنای آن پیوند عمیقی با مفاهیمی چون واگذاری قدرت، توانمندسازی یک گروه بر گروه دیگر و ایجاد دسترسی برای غلبه دارد که در بافتارهای تاریخی و نظامی زمان نزول معنای ویژهای پیدا میکرده است.
از نظر ساختار صرفی و ریشهشناسی، این کلمه از ریشه سه حرفی «س-ل-ط» مشتق شده و به باب تفعیل رفته است. کلمه از سه جزء اصلی تشکیل شده است: نخست حرف «لَـ» که برای جواب شرط مقدر یا به عنوان لام تأکید به معنی «قطعاً» یا «هرآینه» کاربرد دارد؛ دوم فعل ماضی «سَلَّطَ» از باب تفعیل که معنای چیره ساختن و قدرت دادن را میرساند؛ و سوم ضمیر متصل مفعولی «هُمْ» که به معنای «آنان» یا «ایشان» است. ترکیب این اجزا در کنار هم یک جمله فعلی کامل را پدید میآورد که نشاندهنده یک فعل قطعی در گذشته (در صورت تحقق شرط) است.
کاربرد واقعی و شاخص این واژه در آیه ۹۰ سوره مبارکه نساء نمایان است؛ جایی که خداوند میفرماید: «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ». در این بافتار، قرآن کریم به مومنان یادآوری میکند که اگر اراده الهی بر مشیت دیگری استوار بود، قطعاً دشمنان و کافران را بر شما مسلط میکرد تا با شما وارد جنگ شوند و شما را شکست دهند. این آیه نشان میدهد که چیرگی انسانها بر یکدیگر صرفاً به ابزارهای مادی بستگی ندارد، بلکه اراده و اذن الهی عامل نهایی و تعیینکننده در روابط قدرت و پیروزی یا شکست در جبهههای نبرد است.
در بررسی تفاوت این واژه با کلمات نزدیک، باید به واژههایی چون «أقواهم» یا «غلبهم» اشاره کرد. در حالی که واژه غلبه بیشتر بر پیروزی فیزیکی و ظاهری دلالت دارد، «تسلیط» (که فعل سلطه از آن آمده) به معنای اعطای نوعی حق تصرف، اقتدار و نفوذ همهجانبه است. همچنین این کلمه با واژههای همخانواده خود مانند سلطه، سلطان، تسلط و مسلط ارتباط معنایی نزدیکی دارد، اما تفاوت آن در این است که «لسلطهم» یک فعل مفعولی با بار معنایی تأکیدی فراوان است که مستقیماً به فاعل غایب و مفعول جمع اشاره میکند، در حالی که واژههای دیگر معمولاً به صورت اسم یا صفت کاربرد دارند.
یکی از برداشتهای اشتباه و ابهامهای نوشتاری درباره این کلمه، نوشتن آن بدون اعراب و تشدید است که ممکن است خواننده غیرمتخصص را در تشخیص ریشه و معنای دقیق آن دچار سردرگمی کند. برخی ممکن است آن را با کلمات دیگری اشتباه بگیرند یا تصور کنند که این یک واژه بسیط و مستقل است، در صورتی که یک ساختار ترکیبی پیچیده دارد. همچنین نباید تصور کرد که این کلمه نماد یا مفهوم اسطورهای خاصی در فرهنگ عامه دارد، بلکه صرفاً یک ابزار زبانی و بیانی محکم در کلام وحی برای تبیین سنتهای الهی در جامعه و جنگها به شمار میرود.
از دیدگاه فرهنگی و تفسیری، واژه «لسلطهم» حاوی یک نکته عمیق توحیدی است که به مفهوم «قدرتسپاری الهی» و کنترل جنگها اشاره دارد. این عبارت به انسانها میآموزد که تمام جریانات قدرت در جهان مادی تحت کنترل یک قدرت برتر قرار دارد و هیچ گروهی نمیتواند بدون مشیت الهی بر دیگری تسلط دایمی یابد. این رویکرد در روانشناسی مذهبی باعث ایجاد آرامش و توکل در برابر تهدیدات بیرونی میشود، زیرا مومنان درمییابند که حتی قدرت دشمنان نیز محدود به اراده خداوند است و با تکیه بر ایمان میتوان از این تسلط و چیرگی پیشگیری کرد.