یعنی چه
واژه التناد در لغت به معنی صدا زدن متقابل، بانگ زدن بر یکدیگر و یاری طلبیدن افرد از هم در حالت اضطرار است. این کلمه در فرهنگ اسلامی و قرآنی به عنوان یکی از نامها و اوصاف روز قیامت (یوم التناد) شناخته میشود؛ روزی که هول و وحشت آن باعث میشود مردم از ناچاری یکدیگر را فریاد بزنند یا فرشتگان آنها را برای حسابرسی فراخوانند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت اَت-تَناد (Al-Tanād) است. در اصل این واژه «التنادي» (با یای ماقبل مکسور) بوده که طبق قواعد صرفی زبان عربی، یاء پایانی آن حذف شده و حرکت پیش از آن باقی مانده است. در قرائتهای شاذ نیز گاهی با تشدید دال (التَّنادّ) خوانده شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوالات مذهبی، این واژه شش حرفی به عنوان پاسخی برای راهنماهای «یکی از نامهای قیامت در قرآن»، «روز فریادخواهی» یا «معنی صدا زدن یکدیگر» مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی قرآن کریم و متون الهیاتی، اصطلاح «یوم التناد» غالباً به صورت کنایی و توصیفی ترجمه میشود تا مفهوم همهمه، استمداد و فراخوان عمومی روز محشر را به مخاطب منتقل کند.
به عربی
در زبان عربی، این واژه بر وزن تفاعل است که به مشارکت دو یا چند طرف در فعل اشاره دارد؛ یعنی وضعیتی که در آن همه همزمان در حال فریاد زدن و خواندن یکدیگر هستند.
به فارسی
در برگردانهای فارسی، برای درک بهتر این واژه از عبارتهایی چون «فریادخواهی همگانی»، «صدا زدن یکدیگر»، «دادخواهی» و در بافتار قرآنی «روز رستاخیز و غوغای محشر» استفاده میشود که بازتابدهنده همان فضای پرترس و اضطرار است.
جمعبندی و توضیح کامل التناد
واژه «التناد» از اصطلاحات عمیق و تککاربرد در متون اصیل اسلامی است که ریشه در ساختار صرفی زبان عربی دارد. این واژه در حالت مشهور و عام خود از ریشه «ن-د-و» یا «ن-د-ی» بر وزن تفاعل ساخته شده که در اصل «التنادی» بوده است. طبق قواعد اعلال در زبان عربی، حرف یاء از انتهای آن حذف شده تا آهنگ کلام استوارتر شود. مفهوم اصلی این ریشه به معنای جمع شدن در یک انجمن، صدا زدن، و فراتر از آن، فریاد کشیدن از روی ناچاری و استمداد است. البته در برخی قرائتهای نادر و شاذ، این واژه را با تشدید حرف دال یعنی «التَّنادّ» از ریشه «ن-د-د» نیز خواندهاند که در آن صورت معنای آن کاملاً دگرگون شده و به مفهوم فرار کردن، رمیدن و پراکنده شدن انسانها از یکدیگر به کار میرود؛ هرچند قرائت نخست بسیار معتبرتر است.
کاربرد واقعی و عینی این کلمه را باید در ادبیات دینی و به طور ویژه در آیه ۳۲ سوره مبارکه غافر جستجو کرد، جایی که از زبان مؤمن آلفرعون نقل میشود: «وَیَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ». در این آیه، واژه التناد به عنوان صفت یا مضافالیه برای روز قیامت آمده است. مفسران بزرگ در تبیین علت این نامگذاری آوردهاند که در آن روز، به دلیل عظمت حادثه و هول و هراس شدید، پیوندهای دنیوی گسسته میشود و انسانها از روی عجز و درماندگی، خویشاوندان، دوستان و معبودهای دروغین خود را فریاد میزنند تا شاید راه نجاتی بیابند. همچنین وجه دیگر این نامگذاری، فراخواندن انسانها توسط فرشتگان الهی برای دریافت نامه اعمال و حضور در دادگاه عدل الهی است که صدایی همگانی و همهگیر در تمام محشر طنینانداز میکند.
برای درک دقیقتر این کلمه، باید تفاوت ظریف آن را با واژههای همارز نظیر «نداء» یا «منادات» بدانیم. کلمه نداء صرفاً به معنای مطلقِ صدا زدن است و لزوماً دوطرفه نیست، اما التناد به دلیل رفتن به باب تفاعل، ذاتاً معنای مشارکت و عمومیت را در خود دارد؛ یعنی در آن فضا همگان همزمان در حال ندا دادن و پاسخ دادن هستند و هیچ سکوتی حکمفرما نیست. یکی از برداشتهای اشتباه درباره این واژه، همسانپنداری آن با واژههایی مثل «تنبیه» یا عباراتی است که به معنای پندپذیری هستند، در حالی که التناد هیچ ارتباط ریشهای با مفهوم تنبه و بیداری ندارد و صرفاً به بعد صوتی و آشفتگی ناشی از فریادهای متقابل اشاره میکند.
از منظر نمادشناسی و ابعاد فرهنگی، التناد در فرهنگ عامه و ادبیات مذهبی نمادی از فروپاشی غرور دنیوی، عجز مطلق انسان در برابر تقدیر الهی و تجسم عینی بیپناهی است. این کلمه به خوبی به تصویر میکشد که چگونه تمام جلال و جبروت فرعونی و دنیوی در صاعقه یک فریاد جمعی محو میشود. نکته کاربردی و اخلاقی نهفته در یادآوری این کلمه، توجه دادن انسان به ایجاد پیوندها و اعمالی است که در روز فریادخواهی مایه استواری باشند. در متون تفسیری تأکید شده که نقطه مقابل این هیاهو و فریادخواهی تلخ، پناه بردن به ذکر آرامشبخش الهی در دنیاست تا انسان از وحشت بزرگ آن روز و همهمههای بی فایده «یوم التناد» در امان بماند و دچار سرگردانی جمعی نگردد.