یعنی چه
این واژه در حالت متعدی به معنای آزار دادن و صدمه زدن به دیگری (روحی یا جسمی) است و در حالت لازم، به معنی متأثر شدن، رنجیدن و دلگیر گشتن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه در زبان فارسی به صورت [آ-زَر-دَن] است. بن ماضی آن «آزرد» و بن مضارع آن «آزار» میباشد.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، واژه ۵ حرفی «آزردن» یا مترادفهای آن نظیر رنجاندن، خستن و اذیت کردن کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به لحن و متن جمله، معادلهای متنوعی در انگلیسی برای انتقال مفهوم آزردن جسمی یا روحی وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی ریشه «أذی» دقیقترین همپوشانی معنایی را با مفهوم آزردن و صدمه کلامی یا رفتاری دارد.
به فارسی
واژههای مترادف فارسی آن شامل آزار دادن، افسردن و خستن است. در پهلوی یا فارسی میانه، ریشه آن به واژه «آزاریتَن» (āzārītan) برمیگردد. متضاد این واژه «نواختن» (به معنی لطف، محبت و دلجویی کردن)، شاد کردن و تسلی دادن است. همخانوادههای آن عبارتند از: آزار، آزرده، آزردگی، آزارنده و بیآزار.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، «آزردن» نماد بیمهری، آسیب روانی و ظلم است. مشهورترین نماد عدم آزردن در شعر فردوسی و سعدی، «مورچه» است (میازار موری که دانه کش است). همچنین «خار» نماد امر آزاردهنده و «گل» نماد لطافت و صلح است.
جمعبندی و توضیح کامل آزردن
واژه «آزردن» یکی از کلیدیترین و کهنترین واژگان اخلاقی و ادبی در زبان فارسی است که ریشه در فارسی میانه (پهلوی) دارد. این کلمه هم به صورت متعدی (رنجاندن دیگری) و هم به صورت لازم (دلگیر شدن خود) به کار میرود و حوزهای از مفاهیم مرتبط با آسیبهای روحی، عاطفی و کلامی را در بر میگیرد. در فرهنگ ایرانی و اسلامی، نهی از آزردن دیگران جایگاه ویژهای دارد؛ چنانکه در ادبیات فارسی با نمادهایی چون مورچه بر عدم آزارِ کمترین موجودات تأکید شده و در قرآن کریم نیز مفهوم آن در قالب واژه «أذی» مطرح و از آزردن مومنان به شدت نهی شده است.