یعنی چه
بلاتینگ در اصطلاح علمی و زیستشناسی مولکولی، به فرآیند انتقال، تثبیت و چسباندن مولکولهای زیستیِ تفکیکشده (مانند DNA، RNA و پروتئینها) از روی یک ژل الکتروفورز بر روی یک غشا یا بستر جامد و منفذدار (مانند نیتروسلولز یا نایلون) گفته میشود تا بتوان آنها را به کمک پروبها یا آنتیبادیهای خاص با دقت شناسایی کرد. به عنوان یک مثال عینی و روزمره در آزمایشگاه، تکنسین ابتدا نمونههای پروتئینی را روی ژل بر اساس اندازه جدا میکند، سپس با قرار دادن ژل در دستگاه بلاتینگ و اعمال جریان الکتریکی، پروتئینها مثل یک مهر روی کاغذ، عینا به یک غشای سفید منتقل میشوند تا در مراحل بعدی با رنگآمیزی یا آنتیبادی، ویروس یا بیماری خاصی در نمونه خون بیمار کشف شود.
تلفظ
این واژه به صورت لغوی و آوایی با کسره روی حرف ب، فتح روی لام و سکون روی حروف ت، ی، ن و گ به صورت «بِلَاتِینْگْ» تلفظ میشود که دقیقاً مشابه تلفظ اصلی آن در زبان انگلیسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به پرسشهایی نظیر «تکنیک انتقال مولکولی در زیستشناسی» یا «لکهگذاری آزمایشگاهی»، کلمه ۷ حرفی «بلاتینگ» یا معادل ۸ حرفی آن یعنی «لکهگذاری» مد نظر طراحان جدول قرار میگیرد.
به انگلیسی
در متون علمی جهانی، این فرآیند با واژه Blotting شناخته میشود که از ریشه Blot به معنای لکه ایجاد کردن یا جذب مایع با کاغذ خشککن گرفته شده است.
به فارسی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی و متون دانشگاهی ایران، واژههای «لکهگذاری» و «لکهزنی» را به عنوان برگردان رسمی و دقیق این واژه در حوزه زیستشناسی و ژنتیک تصویب و معرفی کردهاند.
نماد چیست
از آنجا که بلاتینگ یک متدولوژی و تکنیک تجربی در محیط آزمایشگاه است، فاقد هرگونه نماد گرافیکی، نشانهشناختی، آیینی یا سنتی است و صرفاً به عنوان نمادی از تفکیک و آشکارسازی مولکولی در مقالات علمی تصویر میشود.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه انگلیسی «blatting» (برگرفته از واژه blat) در اصطلاحات عمومی و غیررسمی زبان انگلیسی کاربرد دیگری نیز دارد که به معنای ایجاد صدای بلند، خشن و ناهنجار، فریاد زدن، سروصدای حیوانی (مانند بعبع گوسفند) یا صحبت کردن بیملاحظه، بلند و نسنجیده است. این معنای فرعی آواشناختی (onomatopoeia) هیچ ارتباطی با کاربرد علمی و زیستشناسی مولکولی آن در زبان فارسی ندارد و در متون فارسی اصلاً به این معنا استفاده نمیشود.
جمعبندی و توضیح کامل بلاتینگ
در جمعبندی و تحلیل نهایی مفهوم «بلاتینگ»، میتوان این واژه را یکی از حیاتیترین و کلیدیترین اصطلاحات در دنیای زیستشناسی مولکولی، بیوشیمی و پزشکی تشخیصی دانست که نقشی بیبدیل در انتقال اطلاعات از دنیای ماکرومولکولهای ناپایدار به بسترهای قابل سنجش ایفا میکند. ریشهشناسی دقیق این اصطلاح در زبان انگلیسی به واژه Blot بازمیگردد که در اصل به معنای ایجاد لکه، خشک کردن یا جذب مایع توسط یک بستر جاذب مانند کاغذ صافی است؛ این نامگذاری دقیقاً به دلیل ماهیت فیزیکی فرآیند انتخاب شده است، چرا که در این روش، مولکولهای باردار تحت یک جریان اسمزی یا الکتریکی از درون یک ژل سست و نفوذپذیر به سطح یک غشای پلیمری مستحکم (مانند نیتروسلولز یا پیویدیاف) منتقل شده و روی آن به اصطلاح «چاپ» یا تثبیت میشوند تا لکههایی دقیق از موقعیت آنها شکل بگیرد.
در حوزه کاربرد واقعی و عملیاتی، بلاتینگ به عنوان استاندارد طلایی و گام نهایی برای اثبات حضور، سنجش میزان و تعیین وزن مولکولی دقیق انواع اسیدهای هستهای و پروتئینها شناخته میشود. این تکنیک بر اساس نوع مولکول هدف به شاخههای تخصصی متمایزی تقسیم میشود؛ «سادرن بلاتینگ» که به پاس خدمات ادوین سادرن نامگذاری شد برای آنالیز DNA کاربرد دارد، «نوردرن بلاتینگ» که با یک بازی کلامی جهتشناسی برای سنجش RNA ابداع گردید، و «وسترن بلاتینگ» که به طور ویژه برای شناسایی پروتئینها و آنتیبادیها به کار میرود و امروزه در تایید نهایی بیماریهای حساسی چون نقص ایمنی اکتسابی یا انواع سرطانها نقشی سرنوشتساز دارد. تفاوت بنیادین بلاتینگ با واژهها و فرآیندهای همسایه مانند «الکتروفورز» در این است که الکتروفورز تنها وظیفه جداسازی مولکولها را بر اساس اندازه در یک ماتریس ژلی دارد، در حالی که بلاتینگ گام تکمیلی، تثبیتکننده و آشکارساز است که امکان اتصال پروبها یا آنتیبادیهای ردیاب را فراهم میسازد؛ بنابراین جابجا گرفتن این دو اصطلاح یک خطای علمی فاحش محسوب میشود.
از سوی دیگر، بررسی برداشتهای اشتباه و خلطهای مفهومی نشان میدهد که برخی افراد به دلیل تشابهات آوایی در زبان انگلیسی، این واژه تخصصی را با واژههای عامیانه مانند bleat به معنای ناله یا صدای حیوانات، یا عبارات حوزه متالورژی و نساجی اشتباه میگیرند، در حالی که قلمرو معنایی این کلمه در زبان فارسی صرفاً و منحصراً محدود به آزمایشگاههای پیشرفته ژنتیک و بیوشیمی است. همچنین نگاهی به وضعیت این واژه در جامعه علمی ایران آشکار میسازد که با وجود تلاشهای ارزشمند فرهنگستان زبان و ادب فارسی در وضع معادلهای بومی نظیر «لکهگذاری» یا «لکهزنی»، این واژگان نتوانستهاند جایگاه مستحکمی در ادبیات شفاهی و مکتوب محققان پیدا کنند. متخصصان، پزشکان و دانشجویان ایرانی به دلیل پیوند ناگسستنی این حوزه با منابع بینالمللی و کیتهای تجاری وارداتی، کماکان ترجیح میدهند از وامواژه «بلاتینگ» و ساختار فعلواره آن یعنی «بلات کردن» استفاده کنند تا هم سرعت تبادل اطلاعات حفظ شود و هم از بروز هرگونه سوءتفاهم در نگارش مقالات ISI و گزارشهای بالینی جلوگیری به عمل آید. در نهایت، درک عمیق این اصطلاح نه تنها به شناخت یک تکنیک آزمایشگاهی، بلکه به فهم چگونگی هدایت و آشکارسازی سیگنالهای پنهان زیستی در مسیر تشخیص و درمان بیماریها کمک شایانی میکند.