یعنی چه
توحش در کاربرد امروزی به حالت و رفتار وحشیانه، ددمنشی، سبعیت و دوری از فرهنگ و مدنیت اشاره دارد. در متون قدیمی و ریشهای نیز به معنای رمیده شدن، وحشتزدگی، خو نگرفتن با انسانها و همچنین خالی و ویران شدن یک مکان از سکنه به کار رفته است.
تلفظ
این واژه مصدری از باب تفعّل در زبان عربی است که در فارسی با تشدید حرف «ح» و به صورت تَوَحُّش تلفظ میشود.
در جدول
کلمه «توحش» در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «وحشیگری» یا «بربریت» کاربرد دارد و خود یک واژه ۴ حرفی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگان Savagery و Barbarism دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم حالت بدوی، دوری از تمدن و رفتارهای وحشیانه هستند.
به عربی
اگرچه خود کلمه «توحش» ریشه عربی دارد، اما در زبان عربی معاصر برای این مفهوم بیشتر از واژگان «وحشية» یا «همجية» استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل ددمنشی، درندهخویی، خشمزدگی و نافرهیختگی است که در برابر واژگانی چون فرهنگ، مدنیت و فرهیختگی قرار میگیرند.
نماد چیست
واژه توحش دارای نماد تصویری واحد و رسمی نیست؛ اما در مفاهیم جامعهشناختی، تاریخی و نمادین، رفتارهای خارج از چارچوب انسانیت، ابزارهای جنگی بدوی دوران باستان یا جمجمه انسان به عنوان نشانههایی از دوران بربریت و توحش تصویر میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل توحش
واژه «توحش» یک مصدر عربی از باب تفعّل و از ریشه (و ح ش) است که در اصل معنای تنهایی، بیابان خالی و خو نگرفتن با انسانها را در خود دارد. این واژه در سیر تحول معنایی خود در زبان فارسی، به مظهر ددمنشی، بربریت، خشونت مهارگسیخته و دوری از مظاهر تمدن و فرهنگ تبدیل شده است. در متون کهن فارسی مانند لغتنامه دهخدا، کاربردهایی نظیر وحشتزدگی، رمیدن حیوانات و حتی تهی شدن مکانها از سکنه نیز برای آن ذکر شده است.
از نظر ساختار زبانی، این کلمه همخانوادههای متعددی مانند وحشی، موحش، متوحش و وحوش دارد. اگرچه خودِ این لفظ به طور مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما ریشه آن یکبار در سوره تکویر به صورت اسم جمع (الْوُحُوشُ) به کار رفته است. در حوزههای اجتماعی و فلسفی، توحش دقیقاً در نقطه مقابل اصطلاحاتی چون تمدن، مدنیت، فرهنگ و فرهیختگی قرار میگیرد و بار معنایی کاملاً منفی با خود به همراه دارد.