یعنی چه
این کلمه در لغت به معنای انجام دادن کارها به صورت ناعادلانه و پایمال کردن حق دیگران است. ظلم در اصل یعنی قرار دادن چیزی در غیر جایگاه اصلی و صحیح خود.
تلفظ
در زبان عربی به صورت بِـ + اَل + ظُلْم خوانده میشود که با توجه به شمسی بودن حرف ظ، لام خوانده نشده و ظ مشدد میشود (بِظُّلم).
به انگلیسی
واژگان فوق معادلهای قیدی و عبارات حرفجری برای رساندن مفهوم «از روی ستم» در زبان انگلیسی هستند.
به عربی
در خود زبان عربی، برای بیان این حالت قیدی میتوان از تنوین نصب (مفعول مطلق یا حال) یا کلمات مترادفی مثل جور و عدوان استفاده کرد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی پسوند le/la به معنای «با» به کلمات ظلم و حاکسیزلیک چسبیده و مفهوم قیدی ساختار را منتقل میکند.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی این واژه ترکیبی شامل کلماتی است که اصرار بر انجام کاری بدون رعایت انصاف و عدالت دارند.
در قرآن
ترکیب دقیق «بِظُلْمٍ» (بدون ال) بارها در قرآن آمده است؛ مانند آیه ۱۱۷ سوره هود: «وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ» که اشاره دارد خداوند هیچ سرزمینی را از روی ستم یا بهسبب ستمی نابود نمیکند در حالی که مردم آن در حال اصلاح باشند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ اسلامی، ظلم همواره با شب تار، سیاهی و خزان مقایسه میشود و نماد اصلی ناپایداری حکومتهاست؛ چنانکه در ضربالمثل آمده: الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم.
جمعبندی و توضیح کامل بالظلم
واژه «بالظلم» یک ترکیب عربی متشکل از حرف جر «بـ» و اسم معرفه «الظلم» است که در زبان فارسی به عنوان یک قید حالت به معنای «بهناحق» یا «از روی ستم» به کار میرود. ریشه اصلی این کلمه (ظ ل م) به معنای خروج از حد اعتدال و قرار دادن هر چیزی در جایی غیر از جایگاه واقعی خود است، به همین دلیل در مقابل مفهوم عدل قرار میگیرد.
این اصطلاح در متون دینی، حقوقی و ادبیات فارسی کاربرد فراوانی دارد تا زشتی اعمالی را نشان دهد که همراه با تضییع حقوق دیگران است. در منطق قرآنی و روایی نیز تأکید شده است که ستم و بیدادگری مایه نابودی تمدنها و تاریکی مطلق در دنیا و آخرت است و هیچ ساختاری با اتکا به آن پایدار نمیماند.