یعنی چه
این قاعده بیان میکند که دستگاه ادراکی انسان برای درک کامل حقیقتِ یک مفهوم، نیاز به تجربه یا تصویرِ نقطهٔ مقابل آن دارد؛ برای نمونه، تا تاریکی نباشد، مفهوم واقعی روشنایی درک نمیشود و بدون وجود بیماری، ارزش و مفهوم سلامتی ناشناخته میماند.
تلفظ
تلفظ این عبارتِ ترکیبی به صورتِ «تُعْ رَ فُ الْ اَشْ یاءُ بِ اَضْ دا دِ ها» است که در متون فارسی معمولاً به صورت مصدر ترکیبی و روان خوانده میشود.
در جدول
این عبارت دقیقاً ۱۶ حرف دارد و به عنوان یک ضربالمثل یا قاعدهٔ معروف در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم منطقی و فلسفی از جملاتی استفاده میشود که بر نقش تقابل (Contrast) و اضداد (Opposites) در تعریف حقایق تأکید دارند.
به عربی
این عبارت یک قاعدهٔ حکمی، منطقی و بلاغی رایج در زبان عربی است که میان فلاسفه و دانشمندان اسلامی رواج فراوان دارد.
به فارسی
در ادبیات فارسی مفاهیم همارز بسیاری برای این قاعده وجود دارد؛ مانند مَثَلِ معروف سعدی: «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید» یا عبارتِ مصطلحِ «ضد، ضد را روشن میکند».
در قرآن
عین این عبارت در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما قرآن در شیوهٔ تبیین هدایتی خود به وفور از این قاعده استفاده کرده و مفاهیم را جفتجفت و متقابل میآورد؛ مانند تقابلهای فراوان میان «النُّور و الظُّلُمات» (روشنایی و تاریکی)، «الأَعمى و البَصیر» (کور و بینا)، «الحَیّ و المَیِّت» (زنده و مرده)، و «الخَیر و الشَّر».
نماد چیست
در تفکر فلسفی، این قاعده نماد «دوگانگی» (Duality) و شناخت مقایسهای است. مشهورترین نماد بصری جهان برای نمایش این مفهوم، نشانِ «یین و یانگ» (Yin and Yang) در فلسفهٔ شرق است که نشان میدهد چگونه دو نیروی متضاد و مکمل، حقیقت جهان را شکل میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل تعرف اشیا باضدادها
عبارت «تعرف اشیا باضدادها» یک قاعدهٔ عقلانی، فلسفی و منطقیِ ریشهدار است که بیان میکند دستگاه ادراکی و تفکر انسان برای درک عمیق و کامل هر موضوعی، به تقابل و تجربهٔ نقطهٔ مقابل آن نیاز دارد. به عبارتی، ارزش و حقیقتِ مفاهیمی چون عدالت، زیبایی، علم و سلامتی زمانی به درستی آشکار میشود که در مقایسه با ظلم، زشتی، جهل و بیماری قرار گیرند.
این قاعده گرچه اصالتی عربی دارد و در میان فیلسوفان بزرگ اسلامی مانند ابنسینا و ملاصدرا به عنوان یک اصل معرفتشناختی به کار رفته، اما در فرهنگ و ادبیات فارسی نیز به شدت تنیده شده است؛ شاعران و حکیمان فارسیزبان بارها در آثار خود به این نکته اشاره کردهاند که تضاد، آیینهای برای روشن شدن حقایق است.
در ساختار هدایتی قرآن کریم نیز هرچند این عبارت به طور مستقیم ذکر نشده، اما تقابلهای مکرر میان مفاهیمی چون نور و ظلمت یا حق و باطل، دقیقاً بر پایهٔ همین مکانیزم ذهنی برای فهم بهترِ مسیر هدایت بنا شده است.