یعنی چه
در آیین زرتشت (مزدیسنا)، اصطلاح فرشته به مفهومی دقیقتر یعنی «امشاسپندان» (مهینفرشتگان یا فروزههای پاک خداوند) و «ایزدان» (فرشتگان مرتبه بعدی) اشاره دارد. این موجودات مینوی، واسطه بین آفریننده یعنی اهورامزدا و آفریدگان هستند و هر یک از آنها مسئولیت پاسداری از یکی از ارکان جهان مادی مانند آب، خاک، آتش، گیاهان، فلزات و جانوران را بر عهده دارند.
تلفظ
تلفظ عبارت به صورت روان و بر اساس آواشناسی فارسی تهرانی به این شکل است: [fe-reš-te-ye dar di-ne zar-došt]
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر به دنبال یک عبارت هفده حرفی برای این مفهوم باشید، خودِ عبارت «فرشته ای در دین زرتشت» مد نظر است. همچنین پاسخهای کوتاهتری مثل «امشاسپند» یا «ایزد» نیز به عنوان معادلهای اصلی کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم به طور عمومی از Zoroastrian angel استفاده میشود، اما در متون تخصصی اسطورهشناسی و ادیان، اصطلاحات اوستایی Amesha Spenta و Yazata رایجتر هستند.
در قرآن
نامهای خاص «امشاسپند» یا «ایزد» به طور مستقیم در قرآن کریم ذکر نشدهاند. با این حال، قرآن در سورههای مختلف به کارگزاران الهی یا همان «ملائکه» اشاره میکند که از نظر تدبیر امور جهان و اجرای فرمانهای الهی، شباهتهایی با کارکرد ایزدان و امشاسپندان در کیهانشناسی زرتشتی دارند. همچنین واژه «مجوس» که به زرتشتیان اشاره دارد، یک بار در آیه ۱۷ سوره حج آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل فرشته ای در دین زرتشت
مفهوم فرشته در دین زرتشت برخلاف ادیان ابراهیمی، صرفاً به معنای موجوداتی بالدار و مأمور نیست، بلکه نمادی از صفات و فروزههای ذات باریتعالی یا همان اهورامزدا به شمار میرود. شش امشاسپند اصلی همراه با خودِ اهورامزدا، هفت جاودان مقدس را تشکیل میدهند که هر یک مظهر یک ارزش اخلاقی در جهان مینوی و محافظ یک عنصر حیاتی در جهان مادی هستند. برای نمونه، بهمن مظهر اندیشه نیک و حامی جانوران است و اردیبهشت مظهر بهترین راستی و نگهبان آتش پاک است.
از نظر ریشهشناسی، واژه اوستایی امشاسپند (Aməša Spənta) از دو بخش تشکیل شده است: «اَ» به معنی نفی، «مَش» به معنی مرگ که در مجموع جاودان و نامیرا معنا میدهد، و بخش دوم «سپنت» به معنی مقدس، بالنده و فزونیبخش است. در مرتبه بعدی، واژه «ایزد» قرار دارد که از ریشه اوستایی «یَزَتَ» به معنای شایسته ستایش گرفته شده و در زبان پهلوی به یزد تبدیل گشته است که نشاندهنده سیر تحول زبانی این موجودات مابعدالطبیعی در تاریخ ایران باستان است.
در کاربردهای زبانی و ادبی، وقتی از فرشته ای در دین زرتشت صحبت میشود، تفاوت ظریفی با ملائکه در ذهن محققان شکل میگیرد؛ در آیین مزدیسنا، این موجودات بخش تفکیکناپذیری از چرخه دگرگونی جهان و نبرد ابدی میان خیر و شر (اشا و دروج) هستند. نیروهای مقابلی نیز برای آنها تعریف شده است که به عنوان کمالهدیوان یا دیوها تحت فرمان اهریمن عمل میکنند و وظیفهشان تخریب مظهر مادی و معنوی هر یک از این فرشتگان پاک است.
برداشت اشتباهی که گاه رخ میدهد این است که برخی افراد این آیین را به دلیل تکثر ایزدان، یک آیین چندخدایی میپندارند؛ در حالی که متون کهن زرتشتی مانند گاتها به وضوح نشان میدهند که اهورامزدا خدای یگانه است و امشاسپندان تنها جلوهها، صفات یا کارگزاران او در اداره نظام هستی محسوب میشوند، درست همانگونه که در کلام اسلامی صفات الهی یا فرشتگان مقرب توصیف میشوند.
نکته فرهنگی و کاربردی ارزشمند این مفهوم در تقویم ایرانی تجلی یافته است. نامهای دوازده ماه سال همگی از نامهای این فرشتگان و ایزدان (مانند فروردین، اردیبهشت، خرداد، مرداد، شهریور و اسفند) گرفته شده است. در سنت باستان، هرگاه نام روز با نام ماه برابر میشد، ایرانیان آن روز را جشن میگرفتند که نشاندهنده پیوند عمیق باورهای مینوشناختی با زندگی روزمره، طبیعت و پاسداشت زمین در فرهنگ اصیل ایرانی است.