معنی
دموکرات به شخص یا جریانی گفته میشود که به اصول دموکراسی، آزادیهای فردی و اجتماعی، و حق رای برابر برای همه شهروندان اعتقاد دارد. این واژه همچنین در بافت سیاسی جهان برای اشاره به اعضا یا هواداران احزاب دموکرات، بهویژه حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا، به کار میرود.
یعنی چه
این اصطلاح در دنیای امروز به رویکردی اشاره دارد که در آن تصمیمگیریها بر اساس نظر اکثریت و با حفظ حقوق اقلیت شکل میگیرد. یک فرد دموکرات در رفتار اجتماعی خود به تکثر آرا، گفتوگو و برابری انسانها پایبند است و با انحصارطلبی مخالفت میکند.
متضاد
واژههایی که در نقطه مقابل دموکرات قرار میگیرند، نشاندهنده تمرکز قدرت در دست یک فرد یا یک گروه اندک بدون توجه به خواست مردم هستند.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان معادل طرفدار حکومت مردم یا معادل فرنگی مردمسالار با تعداد حروف مشخص پرسیده میشود.
به انگلیسی
کلمه Democrat در زبان انگلیسی هم به عنوان صفت برای توصیف افراد متمایل به دموکراسی و هم به عنوان اسم خاص برای اعضای حزب دموکرات استفاده میشود.
به فارسی
بهترین و دقیقترین معادلهای مصوب و رایج در زبان فارسی برای واژه دموکرات، اصطلاحات «مردمسالار»، «آزادمنش» و «مساواتخواه» هستند که مفهوم حاکمیت مردم را به خوبی منتقل میکنند.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه دموکرات از طریق زبان فرانسوی (Démocrate) وارد ادبیات سیاسی ایران شده است. ریشه اصلی و بنیادین این کلمه به یونانی باستان بازمیگردد که از ترکیب دو بخش Dêmos به معنای توده مردم یا جمعیت، و Kratos به معنای قدرت، حکومت یا نیرو ساخته شده است. در نتیجه، این اصطلاح در خاستگاه فرنگی خود دقیقاً به معنای کسی است که قدرت را متعلق به توده مردم میداند و با نظامهای فردمحور مخالفت میکند.
جمعبندی و توضیح کامل دموکرات
در یک جمعبندی جامع و تحلیل نهایی از واژه «دموکرات»، باید گفت که این مفهوم فراتر از یک برچسب حزبی یا یک شعار ساده سیاسی، دلالت بر یک فلسفه زیستی، اخلاقی و ساختاری در جهان معاصر دارد. واژه دموکرات که ریشه در اصطلاحات یونان باستان یعنی «دموس» به معنای مردم و «کراتوس» به معنای حاکمیت یا قدرت دارد، سفری طولانی را در بستر تاریخ طی کرده تا از طریق زبان فرانسوی وارد ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران شود. مفهوم محوری آن بر این اصل خللناپذیر استوار است که مشروعیت هرگونه نظام تصمیمگیری، اعم از یک حکومت کلان یا یک نهاد کوچک خانوادگی، منحصراً از اراده جمعی و رضایت تکتک اعضا و شهروندان نشئت میگیرد. دموکرات بودن در واقع پیشفرضهایی چون رواداری، پذیرش تکثرگرایی، تن دادن به صندوقهای رای شفاف، و مهمتر از همه، احترام عمیق به حقوق اقلیتها را در خود جای داده است، به طوری که بدون هر یک از این اجزا، حاکمیت اکثریت به سادگی میتواند به استبداد اکثریت تبدیل شود و اصالت خود را از دست بدهد.
در تبیین کاربرد واقعی و تفکیک مفهومی این واژه، تفاوت آشکار آن با واژههای نزدیک مانند «لیبرال» نمود پیدا میکند. اگرچه امروزه این دو مفهوم در قالب اصطلاح نظامهای لیبرالدموکراسی به هم گره خوردهاند، اما دموکرات بودن مستقیماً بر روش توزیع قدرت، فرآیند مشارکت همگانی و برابری سیاسی تمرکز دارد، در حالی که لیبرال بودن به حفظ آزادیهای فردی، حقوق مالکیت و اعمال محدودیت بر مداخله دولت در زندگی شهروندان پافشاری میکند؛ بنابراین، یک فرد میتواند دموکرات باشد و به خواست اکثریت تن دهد، اما لزوماً تمایلات اقتصادی یا فرهنگی لیبرال نداشته باشد. از سوی دیگر، یکی از رایجترین برداشتهای اشتباه و انحرافی درباره این اصطلاح، آمیختن آن با مفهوم آنارشیسم، بیقاعدگی یا هرجومرجطلبی است. دموکرات راستین هرگز مخالف ساختار و قانون نیست، بلکه برعکس، بقای دموکراسی را در گرو حاکمیت مطلق قانون و ضوابط ساختارمندی میداند که چارچوب بازی منصفانه سیاسی را برای همه احزاب و تفکرات تضمین میکند.
بافت کاربردی واژه دموکرات در زبان معاصر فارسی به دو قلمرو متمایز اخلاقی-رفتاری و سیاسی-سازمانی تقسیم میشود. در بعد رفتاری، دموکرات به فردی اطلاق میشود که در تعاملات روزمره، شیوه مدیریت سازمانی، یا حیات خانوادگی خود، به مشورت، گفتگو و اقناع به جای اجبار متوسل میشود. در بعد سیاسی، این واژه نشاندهنده یک هویت ایدئولوژیک، تشکیلاتی و حزبی است که نمونه بارز تاریخی آن در ایران با جریانهای مشروطهخواه و عدالتطلب گره خورده و در عرصه بینالمللی نیز با ساختارهایی مانند حزب دموکرات ایالات متحده پیوند دارد؛ حزبی که به شکلی طنزآمیز و کنایهآمیز نماد الاغ را به عنوان مظهر سرسختی و کارآمدی پذیرفته است. در نهایت، درک عمیق این تمایزها و ریزهکاریهای اصطلاحی به جامعه کمک میکند تا در تحلیلهای روزمره، مرز باریک میان دموکراتهای شعارزده و پوپولیست را از مومنان واقعی به فرآیندهای مردمسالارانه تشخیص دهد و تفاوت میان هیاهوهای مقطعی سیاسی و تعهد ماندگار به حقوق انسانها را به وضوح تبیین کند.