یعنی چه
در متون دینی و عربی، این ترکیب از حرف نفی «لم» و فعل «تری» ساخته شده که به معنای عدم رؤیت یا عدم آگاهی است. اما در ادبیات عامیانه و کلاسیک فارسی، واژهٔ «لمتر» به افراد چاق، بیتحرک و کاهل اطلاق میشود.
تلفظ
عبارت قرآنی با فتح تاء و راء تلفظ میشود، در حالی که واژه عامیانه فارسی به صورت ساکن روی میم و تاء ادا میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به راهنمای سؤال، هم میتوان خود عبارت چهار حرفی «لم تر» (یا لمتر) را قرار داد و هم معادل آن یعنی «تنبل» یا «فربه» را استفاده کرد.
به انگلیسی
بسته به متن، اگر جنبه قرآنی مد نظر باشد از افعال مربوط به دیدن و درک کردن استفاده میشود و اگر واژه عامیانه فارسی باشد، صفات مربوط به سستی و چاقی به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی عبارت «ألم تر» به وفور در قرآن برای جلب توجه و تذکر به کار رفته است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای جنبه استفهامی و قرآنی از فعل منفی گذشته همراه با ادات پرسش استفاده میشود.
به فارسی
برای ترکیب عربی، معادلهای «ندیدی»، «آیا مشاهده نکردی» و «آگاه نشدی» مناسب است. برای واژه بومی و عامیانه «لمتر»، برگردانهایی همچون «تنپرور»، «کاهل»، «بیرگ»، «فربه» و «گنده» در لغتنامههای معین و دهخدا ذکر شده است؛ همانطور که مولانا میفرماید: «تا که زفت و فربه و لمتر شود / آن تنش از پیه و قوت پر شود».
نماد چیست
عبارت «لم تر» در فرهنگ اسلامی و بلاغت قرآنی، نمادی از استفهام انکاری، هشدار، یادآوری قدرت الهی و دعوت به تفکر در حقایق روشن تاریخ است. در مقابل، واژه فارسی «لمتر» نماد بارز بیتحرکی، کاهلی و تنبلی در ادبیات عامیانه است.
جمعبندی و توضیح کامل لم تر
واژه یا ترکیب «لم تر» یک نمونه جالب از اشتراک لفظی با دو ریشه و معنای کاملاً مجزا در فرهنگ ماست. از یک سو، در ادبیات دینی و قرآنی، این عبارت (که غالباً به صورت ألم تر میآید) یک ساختار نحوی عربی متشکل از حرف نفی و فعل مضارع مجزوم است که دقیقاً معنای «ندیدی» یا «آیا آگاه نشدی» را میدهد و هدف آن بیدار کردن وجدان و جلب توجه مخاطب به عبرتهای تاریخی است.
از سوی دیگر، در لغتنامههای فارسی مانند دهخدا و معین، واژهٔ سرهم «لمتر» به عنوان یک صفت عامیانه و ادبی با ریشه بومی شناخته میشود. این کلمه هیچ ارتباطی به معنای قرآنی خود ندارد و برای توصیف افراد تنپرور، تنبل، فربه و بیغیرت به کار میرود که نمونههای کاربرد آن در اشعار بزرگان ادبیات کلاسیک مانند مولانا نیز به چشم میخورد.