یعنی چه
عبارت «یکی از چهار انجیل» به هر یک از بخشهای چهارگانه و اصلی کتاب مقدس عهد جدید اشاره دارد. این چهار کتاب که به اناجیل اربعه معروف هستند، توسط چهار تن از حواریون و رهبران اولیه مسیحیت (متی، مرقس، لوقا و یوحنا) نگاشته شدهاند و به شرح زندگی، معجزات، مصلوب شدن و رستاخیز حضرت عیسی مسیح میپردازند. این آثار واژهای کلاسیک و مذهبی هستند که اساس الهیات مسیحی را شکل میدهند.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیب کلمات فارسی و وامواژهٔ انجیل است که به صورت [yaki az čahār anjīl] خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، اگر طراح دقیقاً طول عبارت را بخواهد، پاسخ خود کلمه با ۱۴ حرف است؛ اما در اکثر مواقع نام یکی از چهار کتاب متی، مرقس، لوقا یا یوحنا مد نظر است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Gospel برای اشاره به مفهوم بشارت و کتابهای چهارگانه به کار میرود و ریشه لغوی قدیمیتر آن Evangel است.
به فارسی
اگرچه واژه انجیل در فارسی کاملاً جا افتاده است، اما برگردان دقیق معنایی ریشه آن به فارسی برابر با «مژده»، «بشارت» یا «خبر خوش» است.
نماد چیست
در سنت و هنر مسیحی، هر یک از این چهار کتاب نماد کیهانی مشخصی دارند که از رویاهای حزقیال نبی اقتباس شده است: متی به صورت انسان بالدار یا فرشته، مرقس به صورت شیر بالدار، لوقا به صورت گاو بالدار، و یوحنا به صورت عقاب تجسد مییابند.
جمعبندی و توضیح کامل یکی از چهار انجیل
مفهوم «یکی از چهار انجیل» فراتر از یک گزاره ساده کتابشناختی، دروازهای برای ورود به درک عمیق ساختار فکری، الهیاتی و تاریخی جهان مسیحیت و به تبع آن، بازتابهای متنی آن در دنیای اسلام است. این عبارت که به صورت مستقیم به یکی از کتابهای متی، مرقس، لوقا یا یوحنا اشاره دارد، نباید تنها به عنوان یک اصطلاح لغوی در جدولهای متقاطع یا مسابقات اطلاعات عمومی نگریسته شود، بلکه این تعبیر نشاندهنده تکثر در وحدت روایی است که اساس ایمان مسیحی بر آن استوار شده است. هر کدام از این چهار متن، پنجرهای منحصربهفرد به سوی یک واقعه تاریخی و مذهبی واحد یعنی زیست، تعالیم، مصلوب شدن و رستاخیز عیسی مسیح میگشایند و درک کامل تاریخ ادیان بدون واکاوی عمیق هویت مستقل و متمایز هر یک از این روایات، ناقص و سطحی خواهد بود.
بررسی ریشهشناختی و تطور واژگانی این مفهوم نشان میدهد که چگونه یک اصطلاح یونانی مانند اوانگلیون که در اصل به معنای مژده و خبر خوش پیروزی در نبردها یا اخبار خوشایند دربار پادشاهان بود، در بستر الهیات مسیحی تغییر هویت داد و به پیام رهاییبخش عیسی مسیح اطلاق شد. این کلمه با عبور از فیلتر زبانهای سریانی و حبشی و در نهایت استقرار در زبان عربی به شکل انجیل، سفری طولانی را طی کرد تا در زبان فارسی به عنوان یک وامواژه اصیل مذهبی پذیرفته شود. نکته حائز اهمیت در کاربرد واقعی این کلمه، تفکیک دقیق میان متن مکتوب بشری تحت الهام و پیام شفاهی است؛ چرا که در سدههای نخستین، انجیل به معنای یک کتاب صحافیشده نبود، بلکه به معنای خودِ پیامِ شفاهی مسیح بود و بعدها با نگارش این چهار روایت، کلمه انجیل به عنوان نامی برای این کتابها تثبیت شد.
یکی از مهمترین تفاوتهای ساختاری که در تحلیل این عبارت باید به آن توجه داشت، مرزبندی دقیق میان اناجیل همنوا یا همان سیناپتیک (متی، مرقس، لوقا) با انجیل لاهوتی یوحنا است. این تفاوت تنها در لحن یا انتخاب کلمات نیست، بلکه در نوع نگاه به هویت مسیح است. سه انجیل نخست با رویکردی تاریخیتر و با تکیه بر جنبههای انسانی و معجزات ملموس به روایت داستان میپردازند، در حالی که انجیل چهارم با زبانی فلسفی و عرفانی، از همان جملات آغازین خود بر جنبه ازلی و الهی کلمه تاکید میکند. خلط کردن این چهار متن و یکی فرض کردن سبک روایتی آنها، از بزرگترین اشتباهات تفسیری است که پژوهشگران مبتدی به آن دچار میشوند. کاربرد اصطلاح یکی از چهار انجیل دقیقاً برای یادآوری این نکته است که هر متن، امضای نویسنده و مخاطبان خاص خود را داشته و نباید آنها را به یک متن واحد و بدون تمایز تقلیل داد.
بزرگترین و رایجترین برداشت اشتباهی که در جوامع اسلامی پیرامون این کلمه وجود دارد، همسانپنداری مفهوم قرآنی انجیل با اناجیل اربعه موجود است. قرآن کریم همواره از انجیل به عنوان یک کتاب واحد نازلشده بر عیسی (ع) یاد میکند، در حالی که در جهان مسیحیت، انجیل شامل چهار روایت متفاوت است که توسط انسانها و با هدایت روحالقدس به رشته تحریر درآمده است. عدم درک این تمایز بنیادین، منشاء بسیاری از مجادلات کلامی بیحاصل در طول تاریخ بوده است. برای برونرفت از این سوءتفاهم، باید آموخت که اصطلاح یکی از چهار انجیل در بستر کلامی مسیحی، به معنای بخشی از یک مجموعه روایی الهامشده است و با مفهوم کتاب آسمانی مستقیم در کلام اسلامی تفاوت ماهوی دارد.
در نهایت، نکته کاربردی و فرهنگی که برای هر پژوهشگر، نویسنده و علاقهمند به تاریخ ادیان ضرورت دارد، شناخت نمادشناسی هنری و ادبی متصل به این اناجیل است. تصویرگریهای قرون وسطی و رنسانس که در آنها هر یک از این نویسندگان با نمادهای خاصی مانند انسان بالدار، شیر، گاو و عقاب نشان داده میشوند، صرفاً تزیینات معماری نیستند، بلکه کلیدهای تفسیری برای درک درونمایه اصلی هر کتاب به شمار میروند. متی بر اصالت انسانی و نسبنامه مسیح تاکید دارد (انسان بالدار)، مرقس بر قدرت و شاهوار بودن او (شیر)، لوقا بر جنبه فداکاری و کهانت او (گاو) و یوحنا بر پرواز به ملکوت و الاهیات بلندمرتبه او (عقاب). توجه به این جزییات به ما کمک میکند تا هنگام مواجهه با آثار هنری، ادبی و متون کهن مذهبی، دیدگاهی عمیقتر، تحلیلیتر و واقعبینانهتر نسبت به این اصطلاح داشته باشیم و از تقلیل دادن آن به یک کلمه ساده در لغتنامهها پرهیز کنیم.