معنی
شقاوت در لغت به معنای محروم شدن از سعادت، خوشبختی و خیر است. در کاربرد زبان فارسی، این واژه علاوه بر معنای اصلی خود یعنی تیره-بختی و خواری، به مفهوم سنگدلی، قساوت قلب، ظلم و بیرحمی شدید نیز به کار میرود.
یعنی چه
وقتی شخصی دچار شقاوت میشود، یعنی از رستگاری و خوشبختی حقیقی دوری گزیده است. این حالت در فرهنگ اخلاقی به سقوط اخلاقی، قساوت روح و عاقبتبهشری در اثر اعمال نامناسب خود انسان اشاره دارد.
مترادف
کلمات فوق همگی در معنای دوری از خوشبختی یا داشتن خوی ظالمانه با شقاوت مشترک هستند.
متضاد
مهمترین و اصلیترین واژهٔ متضاد شقاوت، سعادت و رستگاری است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی (ش-ق-و / ش-ق-ی) مشتق شدهاند.
ریشه
واژه شقاوت مصدر یا اسم مصدر از ریشه عربی «ش ق و» یا «ش ق ی» است که معنای اصلی آن بدبختی، سختی و قرار گرفتن در نقطه مقابل سعادت است.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، واژه شقاوت معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «بدبختی»، «تیرهبختی» یا «سنگدلی و بیرحمی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن، اگر منظور از شقاوت سنگدلی باشد از واژگانی مثل Cruelty و اگر منظور تیرهبختی باشد از Misery استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شقاوت
واژه «شقاوت» از اصطلاحات کلیدی در ادبیات، اخلاق و فرهنگ اسلامی-ایرانی است که دو لایه معنایی مهم را دوشادوش هم حمل میکند. در معنای ریشهای و کهن خود، این کلمه دقیقاً در برابر «سعادت» قرار میگیرد و نشاندهنده تیره-بختی، خواری و محرومیت انسان از خیر و رحمت الهی است؛ عاقبت تلخی که بر اساس آموزههای قرآنی و متون اخلاقی، دستاورد انحراف، کفر و گناهان خود فرد است.
در کاربرد معاصر و رایج زبان فارسی، شقاوت بیشتر تداعیکننده خوی ظالمانه، سنگدلی شدید و بیرحمی است که در این حالت با مفهوم «قساوت» همپوشانی بالایی پیدا میکند. اگرچه در فرهنگ عامه نماد حیوانی خاصی برای آن تعریف نشده، اما در پهنه ادبیات معمولاً از «سنگ» به عنوان مظهر قساوت قلب و شقاوت یاد میشود که نشان از دلی سخت و عاری از مهر و عاطفه دارد.