معنی
واژه ذات در زبان فارسی به معنای اصل، جوهر و درونمایه واقعی هر موجود یا پدیده به کار میرود؛ یعنی آن ویژگی بنیادینی که با تغییر ظاهر، از بین نمیرود.
یعنی چه
وقتی از ذات چیزی سخن میگوییم، منظورمان ماهیت و هویت اصلی آن است در مقابل خصوصیات ظاهری و گذرا (عرض)؛ همچنین به معنای فرد و شخص نیز استفاده میشود.
مترادف
این واژهها در متون ادبی، فلسفی و عرفانی بسته به سیاق متن میتوانند به جای ذات قرار گیرند.
متضاد
در فلسفه، «عرض» مهمترین متضاد ذات (جوهر) است که به ویژگیهای ظاهری و غیراصلی دلالت دارد.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه عربی مرتبط با مالکیت و وجود اشتقاق یافتهاند.
ریشه
این واژه در اصل به معنی «دارایِ» بوده و بعدها در زبان علمی، فلسفی و اصطلاحات اسلامی به مفهوم «ماهیت و حقیقت شیء» توسعه و تکامل یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنماهایی مثل «حقیقت هر چیز»، «سرشت و نهاد» یا «اصل و گوهر»، کلمه ۳ حرفی «ذات» یا ۴ حرفی «جوهر» پاسخ مناسب است.
به انگلیسی
بسته به متن فلسفی، روانشناسی یا عمومی، از معادلهای مختلفی برای انتقال مفهوم ذات استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ذات
واژه «ذات» یکی از کلیدیترین مفاهیم در ادبیات، فلسفه و عرفان اسلامی است که ریشه در زبان عربی دارد و به عنوان مؤنث کلمه «ذو» (به معنای صاحب و دارنده) شناخته میشود. این کلمه در گذر زمان از معنای لغوی خود فراتر رفته و در اصطلاح علمی به حقیقتِ بنیادین، ماهیت، و هویت درونی هر موجود اشاره میکند؛ یعنی همان ویژگی اصیلی که یک شیء را بدون در نظر گرفتن صفات ظاهریاش، تعریف میکند.
در فرهنگ قرآن کریم، این واژه هرگز به تنهایی برای خداوند به کار نرفته، بلکه همواره به صورت ترکیب مضاف (مانند ذات الصدور به معنی صاحب سینهها و نیتها) آمده است. با این حال، در کلام و عرفان، «ذات الهی» به معنای غیبالغیوب و حقیقتِ مطلقی است که ذهن انسان از درک کامل آن عاجز بوده و تنها از طریق تجلی صفات و افعالش برای بندگان قابل شناخت است.
در کاربردهای روزمره فارسی نیز این واژه پیوند عمیقی با مفاهیمی چون سرشت، فطرت و اخلاق دارد. وقتی گفته میشود ویژگیای در ذات کسی است، منظور این است که آن خصوصیت جزئی تفکیکناپذیر از ساختار روانی و درونی اوست که به راحتی تغییر نمیکند.