معنی
در اصطلاح حقوقی و تداول امروز نیز به معنی درگذشتن از شکایت یا دعوی و پذیرش یک امر به کار میرود.
یعنی چه
این واژه حالت روحی یا روانی فرد را نشان میدهد که در آن فرد نسبت به یک شرایط، رفتار یا پدیده، احساس خوشایندی و سازگاری دارد و از مخالفت دست میکشد.
مترادف
کلماتی که مفهوم پذیرش قلبی و خوشحالی از یک امر را میرسانند.
متضاد
واژههایی که بر ضدیت، رویگردانی و عدم پذیرش دلالت دارند.
هم خانواده
مشتقاتی که از ریشه یگانهای ساخته شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی رِضی / رَضِیَ به معنای «خشنود شدن، پسندیدن» گرفته شده است. طبق نظر لغتنامه دهخدا، خودِ ساختار «رضایت» یک مصدر مجعول (ساختگی در فارسی) است که ایرانیان به جای رضا یا رضوان به کار بردهاند و در عربی فصیح قدیم به این شکل وجود نداشته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه رضایت دقیقاً ۵ حرف دارد و به عنوان پاسخ مفاهیمی چون خشنودی یا موافقت به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد حقوقی یا روانشناختی، از معادلهای متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل رضایت
واژه رضایت حالتی از خشنودی، خرسندی و پذیرش قلبی را توصیف میکند که فرد در مواجهه با شرایط زندگی، توافقهای اجتماعی یا احوال درونی خود تجربه میکند. این کلمه اگرچه از ریشه عربی «ر ض ی» مشتق شده، اما ساختاری است که توسط فارسیزبانان شکل گرفته و صیقل یافته است تا مفهومی فراتر از یک موافقت ساده، یعنی آرامش و تسلیم مثبت را منتقل کند.
در فرهنگ و عرفان اسلامی، مفهوم رضایت جایگاه بسیار والایی دارد و به عنوان نشانه آرامش درونی و تسلیم در برابر تقدیر الهی شناخته میشود، همانطور که در آیات قرآنی به مقام خشنودی متقابل میان بندگان و پروردگار اشاره شده است. از سوی دیگر، در روانشناسی مدرن و حقوق نیز این واژه به عنوان شاخصی برای کیفیت زندگی، رفاه ذهنی و همچنین مشروعیت بخشیدن به قراردادها و روابط انسانی کاربرد بنیادین دارد.