یعنی چه
کلمه «گصه» در لغتنامههای معتبر فارسی وجود ندارد و شکل صحیح آن «غُصّه» است. در معنای اصیل به چیزی مانند استخوان یا غذا میگویند که در گلو گیر کند و مانع نفس کشیدن شود، و در مفهوم مجازی به غم و اندوه فراوان که انسان را دچار دلتنگی و بغض شدید میکند، اطلاق میشود.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین هممعنیها برای مفهوم غصه (که به اشتباه گصه نوشته شده) هستند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل و ضد اندوه و غصه را میرسانند.
هم خانواده
مشتقات و واژگان همریشه با واژه صحیح (غصه).
ریشه
ریشه اصلی این واژه عربی و از کلمه «غُصَّة» (ghuṣṣa) گرفته شده است که به مفهوم گلوگیر شدن و سختی تنفس به خاطر گیر کردن چیزی در گلو است و پس از ورود به زبان فارسی، معنای آن به اندوه درونی گسترش یافته است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح کلمه با ضمه روی حرف اول و تشدید روی حرف صاد است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، مدخل خواسته شده دقیقاً با همین املای سه حرفی «گصه» تطابق دارد، هرچند که املای درست آن «غصه» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی که بار معنایی اندوه عمیق و حزن را منتقل میکنند.
به فارسی
برگردان دقیق مفهومی این واژه به زبان فارسی اصیل، کلماتی نظیر اندوه، تاسا، و ملال ارزیابی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گصه
واژه «گصه» یک اشتباه متداول نگارشی و غلط املایی از کلمه عربیالاصل «غُصّه» است. در لغتنامههای شاخص فارسی مانند دهخدا و معین، مدخلی به نام گصه وجود ندارد. مفهوم اصلی غصه به حالت فیزیکی بند آمدن نفس به علت گیر کردن طعام در گلو اشاره دارد که در ادبیات و گفتگوهای روزمره به عنوان استعارهای از غم و اندوه شدید درونریز و بغض سنگین استفاده میشود.
این واژه در فرهنگ و ادبیات فارسی نمادی از رنجهای پنهان، فراق و مظلومیت است. جالب اینجاست که ریشه اصلی آن با همین املای صحیح (غصّة) در قرآن کریم (آیه ۱۳ سوره مزمل) نیز به معنای طعام گلوگیر و دردناک آخرت به کار رفته است؛ بنابراین در هنگام نگارش باید توجه داشت که صورت درست آن همیشه با حرف «غ» و «ص» نوشته شود.