یعنی چه
«نفیر» در لغت به معنای فریاد بلند، زاری، خروش و همچنین نام یک ساز بادی قدیمی شبیه بوق یا شیپور کوچک است که از شاخ حیوانات یا فلز ساخته میشد. در ادبیات فارسی، نفیر غالباً به بانگ پرطنین و نالههای سوزناک اشاره دارد. از سوی دیگر، «سورنا» (یا سُرنا) یک ساز بادی اصیل و باستانی ایرانی از جنس چوب (مانند گردو یا شمشاد) است که صدایی بسیار رسا و نافذ دارد. این دو واژه در فرهنگ و ادبیات ایران، یادآور سازهای ذواتالنفخ (بادی) قدیمی هستند که برای اعلان خبر، تهییج سپاهیان در رزم یا برپایی بزم و جشنهای ملی نواخته میشدند.
تلفظ
واژهٔ نفیر در زبان فارسی با فتح نون و کسر فاء به صورت [nāfir] یا دقیقتر [na-fīr] تلفظ میشود. واژهٔ سورنا نیز با ضم یا سکون واو، به صورت [surnā] یا [soor-nā] خوانده میشود که در زبان عامه و برخی گویشها به شکل «سُرنا» (با ضمه س) نیز تلفظ و نگارش میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، ترکیب «نفیر و سورنا» به عنوان پاسخ برای پرسشهایی نظیر «دو ساز بادی باستانی ایران»، «فریاد و ساز جشن» یا «آلات موسیقی رزمی و بزمی قدیم» کاربرد دارد که دقیقاً از ۱۰ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
برای واژهٔ نفیر بسته به جایگاه متن، از کلمات Horn یا Trumpet (در معنای ساز) و Clamor یا Blare (در معنای فریاد بلند) استفاده میشود. برای واژهٔ سورنا، از خود واژه به صورت فینگلیش Surna / Zurna یا معادل توصیفی Persian Oboe (ابوای ایرانی) استفاده میگردد.
نماد چیست
نفیر در فرهنگ و ادبیات فارسی نمادِ بیدارباش، هشدار، فراخوان عمومی برای جنگ، قیام، شکستن سکوت و همچنین نماد فغان و نالههای عاشق دلسوخته است (مانند نفیر نی در مثنوی معنوی). در مقابل، سورنا نمادِ هویت و فرهنگ اصیل ایرانی، آیینهای جمعی، شادیهای ملی، حماسه، پایکوبی و نواهای محلی (مانند موسیقی معروف تحویل سال نو) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل نفیر و سورنا
بررسی عمیق و همهجانبه دو واژه «نفیر» و «سورنا» نشان میدهد که این دو اصطلاح، فراتر از نام دو ساز بادی ساده، آینهای تمامنما از سیر تحول فرهنگی، نظامی، ادبی و اجتماعی تاریخ ایران زمین هستند. واژه نفیر که از ریشه عربی «نفر» به معنای کوچ کردن، کوچاندن یا بسیج شدن برای کارزار مشتق شده است، در ساختار اولیه خود مفهومِ فراخوان عمومی برای جنگ و دفاع را حمل میکرد. این واژه پس از ورود به قلمرو زبان فارسی، تحولی شگرف یافت؛ از یک سو به عنوان یک ساز بادیِ دهنی و شیپورمانندِ فلزی یا شاخی در ساختار ارتشهای کهن به کار گرفته شد و از سوی دیگر، به دلیل صدای تیز، بلند و شیونمانندش، معنایی استعاری یافت و به مفهومِ فریادرس، بانگ بلند، ناله زار و صدای برخاسته از سوز دل تغییر ماهیت داد. در ادبیات عرفانی و حماسی ما، نفیر دیگر تنها یک ابزار مکانیکی نیست، بلکه فریاد جانسوز جان آدمی است که در فراق از اصل خود ناله سر میدهد. در نقطه مقابل، واژه سورنا یک اصطلاح اصیل، کهن و کاملاً ایرانی است که ریشه در پهلوی و زبانهای باستانی ایران دارد. این واژه از ترکیب دو بخش «سور» به معنای جشن، مهمانی و شادمانی، و «نای» به معنای نی و ساز بادی ساخته شده است و از نظر ساختار واژگانی، دقیقاً مفهوم «نیِ جشن و سرور» را افاده میکند. سورنا از چوبهای سختی مانند چوب شمشاد، گردو یا شاهبلوط ساخته میشده و مجهز به یک زبانه مضاعف بوده که صدایی بسیار رسا، نافذ و پرانرژی تولید میکرده است.
تفاوت بنیادین و ظریف این دو واژه در کارکرد اولیه، بافت احساسی و بستر اجتماعی آنها نهفته است. نفیر با مفاهیمی چون هشدار، اعلام خطر، بسیج نظامی، ترس، شیون و ناله گره خورده است و صدایی است که در لحظات بحرانی، هجوم دشمن یا سوگواریهای عظیم به گوش میرسیده است، در حالی که سورنا ذاتاً ساز بزم، تجمل، اعلام پیروزی، عروسی و آیینهای شادمانی دسته جمعی بوده است. با این حال، در میدانهای رزم، این دو مفهوم به یک نقطه تلاقی میرسیدند؛ جایی که نفیر برای هماهنگی نیروها و اعلام فرمانها نواخته میشد و سورنا به همراه دهل برای تهییج سربازان، تضعیف روحیه دشمن و ایجاد شور حماسی به کار میرفت. این درهمتنیدگی کاربرد در میدان جنگ نباید موجب خلط معنایی این دو شود، چرا که یکی نماد بیم و دیگری نماد امید است. متاسفانه در برداشتهای عامیانه و تحلیلهای سطحی معاصر، این دو ساز کهن به دلیل فراموشی اصالتهای موسیقیایی، گاه با سازهای غربی و مدرن کلاسیك مانند ترومپت، کلارینت یا اوبوا مقایسه یا اشتباه گرفته میشوند. این یک خطای شناختی فاحش است؛ زیرا سورنا و نفیر سنتی دارای ساختار آکوستیک کاملاً بومی، فواصل صوتی متناسب با موسیقی ردیف و مقامی خاورمیانه، و تکنیکهای نفسبرگردان منحصربهفردی هستند که هیچ شباهتی به مکانیسم کلیددار یا پیستونی سازهای نوین غربی ندارند.
یکی دیگر از اشتباهات رایج، برداشت نادرست از کاربرد واژه نفیر در متون مذهبی و قرآنی است. کلمه نفیر در قرآن کریم، مانند آیه ششم سوره اسراء، اصلاً به معنای ساز یا شیپور به کار نرفته است، بلکه در آنجا به معنای کوچکنندگان، یاران، نفرات و جمعیتِ بیشتر در جنگ آمده است که با مفهوم ثانویه فارسی آن تفاوت دارد. در حوزه زبانزدها و فرهنگ عامه، سورنا (که در زبان عامیانه به صورت سرنا یا سورنا تلفظ میشود) جایگاه ویژهای دارد. ضربالمثل معروف «آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه» نمونهای بارز از این کاربرد است. این کنایه هوشمندانه، ریشه در ساختار مخروطی شکل ساز دارد که دهانه خروجی آن گشاد و دهانه ورودی و محل قرارگیری زبانه آن بسیار تنگ و دقیق است؛ نواختن این ساز نیازمند تمرکز، فشار هوای کنترلشده و مهارت فوقالعاده است و هرگونه رفتار ناشیانه، صدایی ناهنجار تولید میکند یا اصلاً صدایی از آن خارج نمیسازد. این نکته کاربردی به ما میآموزد که هر کاری ابزار و تخصص خود را میطلبد.
در نهایت، درک عمیق واژگان نفیر و سورنا، کلیدی برای گشودن رمزهای نهفته در متون کهن فارسی است. هنگامی که در شاهنامه فردوسی با صحنههای نبرد روبهرو میشویم، یا زمانی که در مثنوی معنوی مولانا غرق در تعابیر عرفانی میگردیم، شناخت دقیق تفاوت میان بانگ زاری و هشدار (نفیر) با نوای شادمانی و فتح (سورنا)، بستر دراماتیک و روحی اشعار را برای ما روشن میسازد. ترکیب این دو واژه در کنار هم، تضاد دیالکتیکی میان بزم و رزم، غم و شادی، و مرگ و زندگی را در فرهنگ ایرانی بازگو میکند و به مخاطب معاصر این امکان را میدهد تا فراز و فرودهای حسی پیشینیان خود را با همان کیفیتی که بوده، لمس و ادراک کند.