معنی
واژهٔ متفق در لغت به معنای کسی یا گروهی است که با یکدیگر پیمان بستهاند، یکصدا شدهاند و در یک موضوع یا عقیده به تفاهم و اشتراک نظر کامل رسیدهاند. در متون کهن گاهی به معنای مصمم یا سازگار نیز به کار رفته است.
یعنی چه
وقتی میگوییم افرادی با هم متفق هستند، یعنی تفاوتها و اختلافات را کنار گذاشته و روی یک اصل، تصمیم یا جهتگیری خاص به اتحاد و همگرایی دست یافتهاند.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم یگانگی در اندیشه، هدف و عمل دلالت دارند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده چنددستگی، تفرقه و عدم تفاهم در یک جمع یا ایده هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه عربی (و - ف - ق) مشتق شدهاند و به مفاهیم همپوشانی، سازگاری و یگانگی اشاره دارند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی میم، فتحه روی تاء، تشدید و کسره روی فاء و سکون در پایان است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «متفق» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل همرأی، متحد یا همعقیده به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، میتوان از واژگان بالا برای رساندن مفهوم اتحاد و توافق نظر استفاده کرد.
به فارسی
در زبان فارسی سره و اصیل میتوان به جای این واژه عربیالاصل، از برگردانهایی مانند همرای، همدل یا همپیمان استفاده کرد.
نماد چیست
این واژه مفهوم مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات و علوم سیاسی به عنوان نماد ذهنیِ یکپارچگی، دستهای گرهخورده، ائتلاف گروهها و رسیدن به یک عهد مشترک شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل متفق
واژه «متفق» اسم فاعل از باب افتعال در زبان عربی است که از ریشه (و-ف-ق) به معنای سازگاری و هماهنگی گرفته شده است. این کلمه زمانی به کار میرود که گروهی از افراد، سازمانها یا کشورها، اختلافات خود را کنار گذاشته و در مورد یک هدف، عقیده یا تصمیم خاص به نقطه اشتراک و اتحاد کامل برسند.
در کاربردهای روزمره و تخصصی، ترکیبهایی نظیر «متفقالقول» و «متفقالرأی» بسیار رایج هستند و به کسانی اشاره دارند که یکصدا حرف میزنند یا ایده یکسانی دارند. همچنین در اصطلاحات مذهبی و علمی، کلمه «متفقعلیه» برای موضوعات و احادیثی به کار میرود که صحت آنها مورد قبول و اجماع همه بزرگان آن حوزه باشد.
در مجموع، متفق بازتابدهنده مفاهیمی چون ائتلاف، همدلی و همگرایی است و واژهای کلیدی در ادبیات، علوم سیاسی و مباحث اجتماعی برای توصیف شرایط اتحاد به شمار میرود.