یعنی چه
این عبارت یک توصیف راهنما یا طرح معما برای اشاره به دیوید هیوم (David Hume)، از تاثیرگذارترین چهرههای عصر روشنگری است. اگرچه عبارت «خالق طبیعت انسانی» در واقعیت دقیق نیست و انسان خالق سرشت خود نیست، اما این تعبیر به خاطر نگارش مهمترین و مشهورترین اثر او یعنی «رسالهای در باب طبیعت آدمی» (A Treatise of Human Nature) در ادبیات فلسفی و مسابقات اطلاعات عمومی رایج شده است. هیوم در این کتاب تلاش کرد تا با روشی تجربی، ابعاد شناخت، احساسات و اخلاق انسان را تحلیل کند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع و مسابقات طراحی سوال، وقتی این عبارت ۳۰ حرفی به عنوان راهنما داده میشود، پاسخ مورد نظر طراح معمولاً «دیوید هیوم» یا به صورت خلاصه «هیوم» است.
به انگلیسی
در متون غربی برای اشاره به این مفهوم از عبارت 'The Scottish philosopher who authored A Treatise of Human Nature' استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و روان این عبارت توصیفی در زبان فارسی به نام خاص «دیوید هیوم» (یا دیوید هوم) ختم میشود که او را با عنوان فیلسوف شناخت و سرشت انسانی میشناسند.
نماد چیست
نام دیوید هیوم و آثار او در تاریخ اندیشه، نماد شکگرایی (Skepticism)، تکیه بر مشاهده عینی به جای حدس و گمان، و نقد رادیکال پیشفرضهای عقلی سنتی (مانند مفهوم علیت) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فیلسوف اسکاتلندی خالق طبیعت انسانی
عبارت «فیلسوف اسکاتلندی خالق طبیعت انسانی» یک تعبیر استعاری و معماگونه است که در مسابقات اطلاعات عمومی و جدولهای کلمات متقاطع برای به چالش کشیدن ذهن مخاطبان استفاده میشود. این عبارت به طور مستقیم به دیوید هیوم، متفکر و تاریخنگار برجسته اسکاتلندی قرن هجدهم میلادی اشاره دارد. نکته ظریف تاریخی و فلسفی اینجاست که عبارت «خالق طبیعت انسانی» تعبیری کاملاً مسامحهآمیز است؛ چرا که هیوم هرگز مدعی خلق یا به وجود آوردن سرشت و طبیعت انسان نبود، بلکه او نویسنده یکی از جریانسازترین کتابهای تاریخ فلسفه غرب یعنی «رسالهای در باب طبیعت آدمی» است و به همین دلیل به عنوان کاوشگر این حوزه شناخته میشود.
از نظر ریشهشناسی و ساختار واژگانی، این عبارت ترکیبی از کلمات با ریشههای مختلف است. واژه «فیلسوف» ریشه در زبان یونانی باستان دارد که از اصطلاح فیلوسوفوس به معنای دوستدار دانش و خرد گرفته شده است. واژههای «طبیعت» و «انسان» نیز از زبان عربی وارد زبان فارسی شدهاند و در کنار صفت «اسکاتلندی» که به جغرافیای بریتانیا اشاره دارد، یک ترکیب توصیفی بلند را ساختهاند. خود هیوم در ابتدا نام خانوادگیاش را به صورت Home مینوشت، اما به دلیل اینکه تلفظ انگلیسی آن با تلفظ بریتانیایی و اسکاتلندیاش متفاوت بود، املای آن را به Hume تغییر داد تا تلفظ صحیح آن در جامعه حفظ شود.
در کاربردهای واقعی و متون علمی، برای جلوگیری از کجفهمی، به جای استفاده از تعابیری مثل خالق طبیعت انسان، از اصطلاحاتی نظیر «بنیانگذار دکترین تجربهگرایی مدرن»، «فیلسوف شناختشناسی اسکاتلند» یا «نویسنده رساله طبیعت آدمی» استفاده میشود. تفاوت اساسی میان این نام خاص و واژههای مشابه در این است که کلماتی مثل افلاطون یا دکارت به مکاتب عقلگرایی مرتبط هستند، در حالی که هیوم در نقطه مقابل آنها و در اوج مکتب تجربهگرایی قرار دارد. او معتقد بود تمام آگاهیهای ما از طریق حس و تجربه به دست میآیند و عقل به تنهایی نمیتواند حقایق جهان را کشف کند.
یکی از برداشتهای اشتباهی که ممکن است برای مخاطبان عادی یا طراحان مبتدی جدول پیش بیاید، خلط میان مفهوم «طبیعت» به معنای محیط زیست و جنگل با «طبیعت» به معنای سرشت و ذات است. هیوم در کتاب خود به بررسی روانشناسی، عواطف و ساختار ذهنی انسان پرداخته است، نه زیستشناسی یا طبیعت وحش. بنابراین، مقصود از طبیعت در این واژه، دقیقاً همان فطرتی است که در متون دیگر از آن یاد میشود، هرچند که هیوم در فلسفه خود وجود هرگونه ایده فطری و پیشفرض در ذهن نوزاد را رد میکرد و ذهن را مانند لوحی سفید میدانست.
نکته فرهنگی و کاربردی مهم در خصوص این فیلسوف، تاثیر شگرف او بر متفکران بعدی، به ویژه ایمانوئل کانت است. کانت به صراحت اعتراف کرده بود که مطالعه آثار دیوید هیوم او را از «خواب دگماتیک و جزمگرایی» بیدار کرده است. امروزه شناخت این عبارت و پاسخ آن علاوه بر کاربرد در حل جدول، به درک بهتر تاریخ فلسفه غرب و چگونگی شکلگیری علم روانشناسی مدرن کمک میکند، چرا که تلاشهای هیوم برای کالبدشکافی ذهن انسان، زمینهساز تحلیلهای علمی مدرن در حوزه رفتارشناسی شد.