یعنی چه
در لغت به معنای بیرونروندگان است. در اصطلاح شریعت، به افرادی اطلاق میشود که به دلیل ارتکاب گناهان کبیره یا اصرار بر معاصی، به طور آشکار از پوستهٔ اطاعت خدا و فرمان عقل بیرون آمدهاند.
تلفظ
این کلمه با صدای کسر زیر حرف «س» به صورت فاسِقینَ / الفاسقین تلفظ میشود و جمعِ واژهٔ فاسق است.
در جدول
پاسخ متداول ۶ حرفی در جدول کلمات متقاطع برای این مفهوم خودِ واژهٔ «فاسقین» است. از دیگر طراحهای جدول ممکن است معادلهایی چون گناهکاران یا نافرمانان را مد نظر داشته باشند.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی متون اسلامی و قرآنی، برای انتقال مفهوم فاسقین بیشتر از واژگان مرتبط با سرکشی و نقض قانون الهی استفاده میشود.
به عربی
واژهٔ فاسقین خود ریشهٔ خالص عربی دارد و جمعِ مذکر سالم کلمهٔ فاسق است که در حالت رفع به صورت فاسقون نیز میآید.
به فارسی
نزدیکترین برگردانها و معادلهای فارسی برای این واژه عبارتند از: بدکاران، خطاکاران، متخلفان و کسانی که از راه راست منبعث از دین و عقل روی برگرداندهاند.
در قرآن
ریشه این کلمه و مشتقاتش ۵۴ بار در قرآن کریم به کار رفته است. قرآن در آیاتی مانند آیه ۲۶ و ۲۷ سوره بقره، فاسقین را کسانی معرفی میکند که نقض عهد کرده و در زمین فساد به راه میاندازند و تصریح دارد که خداوند هرگز این گروه را هدایت نمیکند.
نماد چیست
در تفسیر و فرهنگ معنوی، فاسقین نماد فرو رفتن در نافرمانی آگاهانه هستند. ریشهٔ لغوی آن (خروج هسته خرما از پوست) به طور استعاری نماد کسی است که حفاظ ایمن بندگی را شکسته است؛ همچنین ابلیس به عنوان اولین نمونه طغیان، مظهر کلیدی این مفهوم شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فاسقین
واژهٔ فاسقین از ریشهٔ عربی «ف-س-ق» گرفته شده که در اصل به معنای بیرون آمدن هستهٔ خرما از پوستهٔ آن است. قرآن کریم این واژه را از قلمرو معنایی مادی به یک مفهوم عمیق معنوی و فقهی منتقل کرده تا وضعیت کسانی را ترسیم کند که از پوستهٔ طاعت، عقلانیت و بندگی الهی خارج شده و جادهٔ هدایت را ترک گفتهاند.
این کلمه که جمع فاسق است، به طور گسترده وارد زبان و ادبیات فارسی شده و مترادف با گناهکاران، نافرمانان و تبهکاران به کار میرود. در نظام فکری قرآن، فاسقین در تقابل مستقیم با مؤمنین و صالحین قرار دارند و به عنوان افرادی شناخته میشوند که با پیمانشکنی و فساد در زمین، خود را از رحمت و هدایت خاصهٔ پروردگار محروم ساختهاند.