یعنی چه
این واژه در اصل به معنای هر چیزی است که به گردن آویخته میشود (چه به عنوان زینت و چه برای مهار). امروزه در زبان فارسی بیشتر به تسمه یا زنجیر مهار حیوانات (مانند سگ و گربه) اطلاق میشود و در نظام شمارش نیز به عنوان واحد برای شمارش گربهسانان و سگسانان (مانند یک قلاده پلنگ) کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسر حرف اول (قِ) به صورت [qelāde] است. واژه جمع آن در زبان عربی «قلائد» میباشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «طوق حیوانات»، «بند سگ» یا «واحد شمارش پلنگ» میآید.
به انگلیسی
برای تسمه و طوق دور گردن حیوانات از واژه Dog collar یا به طور کلی Collar استفاده میشود و به بند متصل به آن برای کنترل حیوان Leash میگویند.
به عربی
در زبان عربی کلاسیک قلاده بیشتر به معنای گردنبند زینتی است، اما برای حیوانات معمولاً از واژه «طوق» استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای قلاده حیوانات به طور مستقیم از واژه Tasma استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و جایگزین فارسی این واژه شامل «طوق»، «گردنبند»، «زنجیر گردن» و در برخی متون کهن «حَمِیل» است که برای مهار یا زینت به کار میرفتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل قلاده
واژه «قلاده» یک اسم ذات وامگرفته از زبان عربی (از ریشه ق-ل-د) است که در طول زمان دچار تحول معنایی شده است. در ادبیات کلاسیک و متون کهن، این واژه بیشتر به معنای گردنبند زینتی یا طوقی به نشان ارادت و بندگی به کار میرفته، اما در زبان فارسی معاصر، معنای آن محدودتر شده و عمدتاً به تسمه یا زنجیر مهار حیوانات اهلی و وحشی اشاره دارد.
علاوه بر کاربرد ابزاری، قلاده در ادبیات عرفانی و نمادین، مظهر اطاعت، تسلیم و وفاداری است. همچنین این واژه در زبان رسمی و اداری ایران به عنوان یک واحد شمارش استاندارد برای حیوانات گوشتخوارِ سگسان و گربهسان کاربرد دارد، به طوری که برای سرشماری وحوش مانند شیر، پلنگ و یوزپلنگ از عبارت «قلاده» استفاده میشود.
این کلمه در متون دینی نیز پیشینه دارد؛ به طوری که شکل جمع آن یعنی «القلائد» در قرآن کریم به حیوانات قربانیِ نشانهگذاریشده در مناسک حج اشاره دارد که نشاندهنده سنت امانبخشی و احترام در دوران گذشته است.