یعنی چه
واژه قیش در زبان فارسی به معنی بند، تسمه یا نوار چرمی است. این کلمه در گذشته کاربرد ویژهای در دکاکین سلمانی داشته و به چرم بلندی اطلاق میشده که آرایشگران برای تیز کردن تیغ دلاکی و اصلاح از آن استفاده میکردند. در برخی گویشها یا کاربردهای عامیانه و کنایی قدیمی، به نان خمیر و پختهنشده (فطیر) نیز قیش گفته شده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با کسر حرف اول یعنی به صورت «قِیش» (ghish) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «قیش» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «تسمه چرمی»، «دوال کمر» یا «چرم سلمانی» در نظر گرفته میشود و یک واژه سه حرفی است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه نشاندهنده ابزارها و بندهای چرمی مستحکم هستند.
به ترکی
واژه قیش یک وامواژه از زبان ترکی (شاخه اوغوزی/عثمانی) است که وارد زبان فارسی شده و در اصلِ زبان مبدأ نیز به معنای تسمه و بند چرمی به کار میرود.
به فارسی
نزدیکترین و دقیقترین برگردانها و برابرهای این واژه در زبان فارسی اصیل، کلماتی مانند «دوال»، «تسمه» و «بند چرمی» هستند که مفهوم نوار مستحکم ساخته شده از پوست دباغیشده را میرسانند.
نماد چیست
واژه قیش نماد مفهوم فرهنگی یا اساطیری خاصی نیست؛ اما در ادبیات عامه و اصطلاحات قدیمی، نمادی از ابزار کار سخت سنتی (به ویژه حرفه سلمانیهای قدیم) و همچنین کنایهای از پیوند دادن، بستن یا استحکام به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قیش
واژه «قیش» یک وامواژه ترکی است که از دیرباز وارد زبان فارسی شده و در فرهنگ لغات معتبری همچون دهخدا، معین و عمید به ثبت رسیده است. معنای اصلی و کاربردی این کلمه، تسمه یا نوار چرمی است. این واژه به طور ویژه یادآور ابزار کار سلمانیهای قدیمی است که از یک بند چرمی محکم برای تیز کردن تیغهای خود استفاده میکردند.
از نظر ساختار زبانی، قیش یک اسم ذات جامد است و به دلیل ریشه غیرعربی، ساختار اشتقاقی فعال یا همخانواده در فارسی ندارد. این کلمه در ساختار کلمات متقاطع نیز به عنوان یک واژه سه حرفی پرکاربرد، معادل کلماتی نظیر دوال و تسمه قرار میگیرد.
علاوه بر کاربرد اصلی در معنای پوشش و ابزار چرمی، در برخی اصطلاحات بومی و قدیمی به نانهای سفت، فطیر یا خوب پختهنشده نیز به صورت کنایی قیش گفته میشده که البته این معنا امروزه بسیار کمکاربرد و مهجور است.