یعنی چه
واژه قیوم در لغت به معنای کسی است که وجودش وابسته به خود اوست و تدبیرکننده، پایدارکننده و برپاکننده امور تمامی مخلوقات و موجودات جهان است.
در جدول
واژه قیوم دقیقاً دارای ۴ حرف است و در حل جداول کلمات متقاطع به عنوان پاسخی برای مفاهیمی چون پاینده، استوار یا قائم به ذات به کار میرود.
به انگلیسی
در متون الهیات و ترجمههای انگلیسی قرآنی، واژه قیوم اغلب به صورت کلماتی ترجمه میشود که مفهوم قائم به ذات بودن و حفظکننده کل جهان را انتقال دهند.
به عربی
این واژه ریشه خالص عربی دارد و از ماده «ق و م» در ساختار صرفی صیغه مبالغه (بر وزن فِیعُول) ساخته شده است که بر کثرت، شدت و دوام پایداری دلالت میکند.
به ترکی
در زبان ترکی با فرهنگ اسلامی به معنای پاینده نگاهدارنده هستی است، اما در ترکی استانبولی امروزی کاربرد حقوقی و اداری نیز دارد و به معنای متولی یا سرپرست قانونی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژگان جایگزین این کلمه شامل عباراتی چون پاینده، استوار، جاوید، قائم، قوامبخش و مدبّر است که مفهوم ثبات و ابدیت را میرسانند.
در قرآن
این واژه دقیقاً ۳ بار در قرآن کریم ذکر شده و در هر سه مورد در کنار صفت حی به صورت «الحی القیوم» آمده است: سوره بقره آیه ۲۵۵ (آیة الکرسی)، سوره آلعمران آیه ۲ و سوره طه آیه ۱۱۱.
نماد چیست
در فرهنگ و عرفان اسلامی، ترکیب «الحی القیوم» مظهر اسم اعظم خداوند شناخته میشود؛ به طوری که «حی» پایهی تمام صفات ذات (مانند علم و قدرت) و «قیوم» پایهی تمام صفات فعل (مانند خالقیت و رازقیت) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قیوم
واژه «قیوم» اصالتاً واژهای عربی از ریشه «ق-و-م» است که در ساختار صرفی صیغه مبالغه قرار دارد و نشاندهنده شدت، استمرار و دوام پایداری است. این کلمه در زبان فارسی بیشتر در بافتهای دینی، فلسفی و عرفانی کاربرد دارد و به موجودی اشاره میکند که در ذات خود بینیاز و قائم به خود بوده و در عین حال، ستون، نگهدارنده و برپاکننده وجود سایر مخلوقات است.
در قرآن کریم، این صفت همواره در کنار واژه «حی» ذکر شده و ترکیب «الحی القیوم» را میسازد که در سنت اسلامی به عنوان نمادی از اسم اعظم خداوند و مظهر حیات مطلق و تدبیر همیشگی جهان هستی شناخته میشود. این واژه در بازیهای جدول کلمات متقاطع نیز به عنوان یک کلمه ۴ حرفی کاربرد فراوانی دارد.