معنی
این واژه در اصل یک مصدر عربی است که به زبان فارسی وارد شده و دارای سه معنای اصلی است: نخست، با دقت نگریستن و نگاه کردن از گوشه چشم؛ دوم، درخشیدن و روشن شدن؛ و سوم، تراوش کردن و چکیدن اندک آب.
یعنی چه
در زبان عامیانه و گفتاری برخی لهجههای عربی (مانند مصری)، این واژه به صورت فعل امر «بُص» به معنی «نگاه کن» بسیار کاربرد دارد. در متون کهن نیز به معنای کمترین سو سو زدن نور یا جرقه زدن به کار رفته است.
مترادف
مترادفهای این واژه بسته به کاربرد آن در سه دسته نگاه کردن (نگریستن، تماشا)، درخشش (لمعان، تلألؤ) و تراوش (رشحه، قطره) قرار میگیرند.
متضاد
در معنای نگاه کردن، متضادهایی مانند چشمپوشی و روی برگرداندن دارد و در معنای درخشش، واژههایی چون تیرگی و خاموشی متضاد آن محسوب میشوند.
هم خانواده
واژههای بصیص (به معنی درخشش)، باص (درخشان یا بیننده) و بصة (تکنگاه یا جرقه) از ریشه ثلاثی مجرد (ب-ص-ص) با این کلمه همخانواده هستند. توجه شود که واژگان «بصر» و «بصیرت» از ریشه (ب-ص-ر) بوده و از نظر لغوی تفکیک میشوند.
ریشه
ریشه این واژه عربی و از ماده «ب-ص-ص» است که اصل معنایی آن به درخشیدن، تلألؤ یا نگاه کردن با دقت بازمیگردد.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ دو حرفی برای راهنماهای «نگاه کردن» یا «درخشیدن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معنای دیداری کلمه از واژههایی مانند Glance یا Peer و برای معنای نوری و درخشش آن از Glimmer یا Glint استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بص
واژه «بص» در زبان فارسی معیار به عنوان یک کلمه مستقل و رایج کاربرد چندانی ندارد و بیشتر یک واژه دخیل عربی (از ریشه ب-ص-ص) به شمار میرود. این کلمه در اصل مصدری است که مفاهیمی نظیر نگاه کردن با دقت، درخشیدن و سو سو زدن نور، و همچنین تراوش اندک آب را افاده میکند. در گویشهای محاوره عربی امروزی، به ویژه لهجه مصری، فعل امر آن به صورت «بُص» به معنای «ببین» بسیار پرکاربرد است.
از نظر ساختار ادبی و ریشهشناسی، نباید این کلمه را با واژگانی مانند «بصر»، «بصیر» یا «بصیرت» که از ریشه سه حرفی «ب-ص-ر» هستند یکی دانست؛ هرچند که در معنای نگاه کردن و بینایی با یکدیگر قرابت و نزدیکی معنایی دارند. همچنین خود واژه دوحرفی «بص» در متن قرآن کریم به صورت مستقیم به کار نرفته است.
در فرهنگهای واژگان و حل جدول، این کلمه به عنوان یک پاسخ کمتکرار و دوحرفی برای نشان دادن مفاهیمی چون برق زدن، نگاه یا تراوش آب شناخته میشود و در متون کهن نیز گاه به عنوان نمادی از نخستین جرقههای کمسوی نور یا آغاز یک تحقیق علمی به کار رفته است.