معنی
واژه شخص در زبان فارسی به معنی انسان، فرد و آدمی به کار میرود. در اصطلاح حقوقی نیز به هر موجودی که بتواند دارای حق و تکلیف باشد (شامل شخص حقیقی و حقوقی) شخص میگویند. در گذشته این واژه به کالبد، جثه و سیاهی یک چیز که از دور پدیدار میشود نیز اطلاق میشده است.
یعنی چه
عبارت شخص زمانی به کار میرود که بخواهیم به یک انسان به عنوان یک واحد مستقل، دارای آگاهی، خصوصیات فردی و متمایز از دیگران اشاره کنیم. این کلمه مفهوم هویت و فردیت انسان را در جامعه و قانون برجسته میکند.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف ادبی، فلسفی و روزمره میتوانند به جای واژه شخص قرار گیرند.
متضاد
واژه شیء در تقابل با انسان و اشیاء به کار میرود و واژههای جامعه یا جمع در تقابل با هویت فردی شخص قرار دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی عربی (ش-خ-ص) مشتق شدهاند و با مفاهیمی مثل نمایان شدن یا تمایز ارتباط دارند.
ریشه
ریشه این واژه عربی است و در اصلِ لغت به معنی پدیدار شدن، بلند شدن یا خیره شدن چشم (شخوص البصر) به کار میرفته است. از آنجا که تن و قامت انسان از دور پدیدار و بلندتر از زمین دیده میشود، واژه شخص برای اشاره به انسان مجسم شده است.
جمله سازی
در جدول
کلمه «شخص» خودش دقیقاً ۳ حرف دارد. بسته به طراح جدول، کلماتی مثل فرد، آدم یا بشر نیز میتوانند پاسخهای جایگزین همحجم باشند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی کلمه شخص واژه Person است. در متون تخصصیتر و علمی از Individual برای تاکید بر فردیت استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شخص
واژه «شخص» ریشهای عربی دارد و از دیدگاه لغوی به معنای چیزی است که پدیدار، برجسته و از دور نمایان میشود. در کاربرد زبان فارسی امروز، این کلمه دقیقاً مترادف با فرد، انسان و آدمی است و برای اشاره به یک موجود انسانی با هویت متمایز و مستقل به کار میرود. در ادبیات کهن فارسی، گاهی شخص به معنای کالبد، جثه و پیکر مادی انسان نیز استفاده میشده است.
در علوم حقوقی و اجتماعی، شخص معنای گستردهتری پیدا میکند؛ به طوری که به هر موجودی که صلاحیت دارا شدن حق و اعمال تکالیف را داشته باشد شخص میگویند. این تعریف شامل اشخاص حقیقی (انسانها) و اشخاص حقوقی (شرکتها، نهادها و سازمانها) میشود. در نتیجه، این کلمه نقشی کلیدی در تبیین مفاهیمی چون هویت، مسئولیت فردی و روابط اجتماعی دارد.
اگرچه خود کلمه «شخص» به صورت اسمی در متن قرآن نیامده است، اما فعلهای مشتق از ریشه آن (مانند شاخصة) به معنی خیره ماندن چشم از ترس، در آیات قرآنی به کار رفتهاند. در فرهنگ و ادبیات معاصر، شخص نمادی از فردیت، آگاهی، اختیار و گاهی تنهایی اگزیستانسیال انسان در جهان به شمار میرود.