یعنی چه
واژهٔ مکلل به ویژگی یا کسی اشاره دارد که با تاج، زر یا زیورآلات گرانبها تزیین و پوشانده شده است. در متون کهن گاهی به معنای شخص بسیار کوشا و جدی در کار نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه به صورت مُکَلَّل تلفظ میشود که اسم مفعول از باب تفعیل در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنماهای «تاجدار»، «آراسته به جواهر» یا «گوهرنشان» مکلل به کار میرود که واژهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مکلل در انگلیسی از واژههایی استفاده میشود که بر تاجگذاری یا تزیین با سنگهای قیمتی دلالت دارند.
به عربی
این واژه ریشهٔ عربی دارد و در خود زبان عربی نیز به معنی احاطهشده با شیء زینتی یا تاجدار استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل واژههایی مانند تاجور، تاجدار، مرصع، گوهرباران و آراسته به زیور هستند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، مکلل بودن نمادی از جلال، پادشاهی، عظمت و تجمل به شمار میرود و شاعران بزرگی مانند رودکی از آن برای توصیف زیباییهای طبیعت و اشیاء گرانبها استفاده کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل مکلل
واژهٔ «مکلل» از ریشهٔ عربی «ک-ل-ل» گرفته شده و اسم مفعول از باب تفعیل (تکلیل) است. این واژه در زبان و ادبیات فارسی کاربرد گستردهای دارد و اساساً به معنای کسی یا چیزی است که تاج بر سر دارد یا با جواهرات، زر و گوهرها به زیبایی آراسته و مرصع شده است.
در اشعار کهن فارسی، این کلمه برای تصویرسازیهای باشکوه از طبیعت به کار میرفته است؛ برای نمونه، هنگامی که شاخههای درختان غرق در شکوفه یا قطرات باران میشوند، آنها را به شاخههای مکلل و آراسته به مروارید تشبیه میکنند. این واژه نماد بارزی از عظمت، شوکت، سلطنت و تجمل است.
اگرچه این واژه به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم همراستای آن نظیر تجمل و آراستگی اهل بهشت با واژگان دیگر بیان شده است. مکلل در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان پاسخی برای واژههای آراسته و تاجدار شناخته میشود.