یعنی چه
مهرگیاه گیاهی است علفی از تیره بادنجانیان که ریشهای ضخیم، گوشتی و غالباً دوشاخه دارد. شکل ظاهری ریشه این گیاه شباهت زیادی به اندام انسان (زن و مرد در آغوش هم) دارد و در طب سنتی و باورهای عامیانه، اعتقاد بر این بود که هر کس آن را با خود داشته باشد، محبوب دلها میشود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت مِهرْگِیاه تلفظ میشود که یک لغت مرکب ساخته شده از دو جزء «مِهر» به معنی عشق و دوستی و «گیاه» است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، برای راهنماهایی همچون «گیاه انساننما» یا «گیاه محبت»، کلمه ۷ حرفی «مهرگیاه» یا جایگزینهای آن مانند مردمگیاه و شابیزک به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Mandrake به طور خاص به این گیاه اسطورهای و به ویژه گونه علمی Mandragora officinarum اشاره دارد.
به عربی
در متون کهن طب سنتی عربی و اسلامی، از این واژه با نامهای «یبروح» یا «تفاح الجن» (به معنی سیب دیوانگان) یاد شده است.
به ترکی
در زبان ترکی به دلیل شباهت ظاهری ریشه این گیاه به کالبد انسان، به آن Adam otu (گیاه انسان) یا Adamkökü (ریشه انسان) میگویند.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل به آن «مردمگیاه» یا «مردمگیا» نیز میگویند. ریشه جزء اول آن به واژه اوستایی «میتره» (Mithra) به معنی پیوند و محبت بازمیگردد. در ادبیات کهن فارسی، این واژه مظهر جذب و عشق بوده و گاهی در تقابل با «زهرگیاه» (مظهر دفع و هلاکت) قرار میگرفته است.
نماد چیست
مهرگیاه در فرهنگ و اسطورههای ایرانی نماد جلب عشق، باروری و پیوند عاطفی است و در شعر شعرا (مانند حافظ) به عنوان استعارهای از خط و خال معشوق که دل را بیاختیار جذب میکند کاربرد دارد. در فرهنگ اروپایی نیز نماد جادوگری، جادوی ماورایی و حفاظت طلسمین به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مهرگیاه
واژه «مهرگیاه» یک واژه مرکب فارسی است که از ترکیب دو بخش «مهر» (به معنی عشق و محبت، ریشه گرفته از میتره اوستایی) و «گیاه» ساخته شده است. این گیاه علفی که از تیره بادنجانیان محسوب میشود، به خاطر ریشه ضخیم و دوشاخهاش که شباهت عجیبی به پیکر انسان دارد، در طول تاریخ بستر پیدایش افسانهها، خرافات و باورهای جادویی متعددی در سراسر جهان بوده است. در فرهنگ ایرانی، مردم باور داشتند همراه داشتن آن مایه جلب دوستی و مهرورزی عمیق میشود.
در ادبیات فارسی، شاعران بزرگ از مهرگیاه به عنوان استعارهای برای جذابیت بیاختیار معشوق و ربودن دلها استفاده کردهاند. همزمان در اساطیر غربی و قرون وسطی نیز این گیاه (تحت عنوان Mandrake) جایگاه مرموزی داشته و باور بر این بوده که هنگام کندن آن از خاک، فریادی مرگبار سر میدهد. در واژهنامهها و متون کهن پزشکی، مترادفهای دیگری همچون مردمگیاه، شابیزک و یبروح برای آن ذکر شده که نشاندهنده آمیختگی طب سنتی با باورهای اساطیری است.