معنی
واژه «وعده» در زبان فارسی کاربردهای گوناگونی دارد؛ اصلیترین معنای آن پایبندی و تعهد به انجام امری در زمان پیشرو است. همچنین در ادبیات به معنای مژده و نوید به کار میرود و در زندگی روزمره به معنای نوبت و دفعه (بهویژه برای صرف غذا) نیز استفاده میشود.
یعنی چه
وقتی شخصی وعدهای میدهد، در حقیقت اعتباری اخلاقی یا مادی را آمیخته با مفهوم انتظار خلق میکند که دیگران میتوانند بر پایه آن برنامهریزی کنند.
مترادف
این واژگان همگی در رساندن مفهوم پایبندی به سخن یا مشخص کردن زمان و مکان یک رویداد آینده با وعده همپوشانی دارند.
متضاد
در ادبیات دینی و اخلاقی، «وعید» به معنای تهدید به شر و عذاب، متضاد اصلی وعده (بشارت به خیر) است؛ همچنین مفاهیمی مثل پیمانشکنی نقطه مقابل وفاداری به وعده هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (و-ع-د) مشتق شدهاند و به مفاهیمی چون زمان، مکان، شخص یا فرآیندِ عهد بستن اشاره دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد که در آن مصدر «وَعْد» یا «عِدَة» به کار میرود. با ورود به زبان فارسی، ساختار آن به «وعده» تغییر یافته و گستره معنایی آن در زبان عامه به قول اخلاقی و نوبتهای شبانهروزی (غذا) محدود و ملموستر شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، گزینههایی مانند قول، نوید یا میعاد بسته به تعداد حروف خواستهشده میتوانند همردیف وعده قرار گیرند.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه وعده در فارسی به معنی تعهد اخلاقی، قرار ملاقات یا نوبت غذا باشد، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل وعده
واژه «وعده» اصالتاً ریشه در زبان عربی دارد اما در گذر زمان به یکی از کلیدیترین واژگان اخلاقی، ادبی و روزمره فرهنگ فارسی تبدیل شده است. این کلمه در وهله نخست بر مبنای ایجاد امید و انتظارِ متقابل شکل میگیرد؛ خواه این انتظار یک تعهد اخلاقی میان دو انسان باشد، خواه نوید وصال در اشعار عاشقانه کلاسیک، و خواه «وعده حق الهی» که در متون قرآنی بارها به عنوان پاداش پایدار مؤمنان از آن یاد شده است.
از سوی دیگر، این واژه در زندگی جاری مردم معنایی ملموس و فیزیکی نیز به خود گرفته و برای بخشبندی زمان یا دفعات انجام یک کار (بهویژه سه وعده غذایی اصلی) استفاده میشود. در تمام این کاربردها، محوریت اصلی کلمه کماکان حفظ شده که همان مرزبندی مشخص یک زمان یا رویداد برای آینده است.
در ترازوی اخلاق سنتی و مذهبی ما، وعده نماد آشکار شرف، اعتبار گفتار و امانتداری است؛ تا جایی که وفای به آن ستوده شده و خلف آن مایه فروپاشی اعتماد اجتماعی و پیوندهای انسانی تلقی میگردد.