یعنی چه
آتشگیره به هر نوع مادهٔ زودیاب و قابل اشتعالی (مانند خار، خاشاک، پنبه، هیزم ریز) یا ابزاری (مانند چخماق) گفته میشود که برای گیراندن و آغاز کردن شعلهٔ آتش مورد استفاده قرار میگیرد. در برخی گویشها به ابزار برداشتن زغال و آتش (انبر) نیز اطلاق شده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتحتین روی حروف تاء و شینِ ساکن به صورت «آتَشگیره» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند آتشزنه، چخماق، فروزینه و افروزه به عنوان هممعنی آتشگیره کاربرد دارند. پاسخ دقیق این مدخل با ۷ حرف «اتشگیره» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، واژه Kindling برای هیزمهای کوچک، Tinder برای مواد اولیه جرقهزنی و Fire-shovel یا Tongs برای ابزار جابهجایی آتش (انبر) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «وَقُود» به عنوان معادل مستقیم مواد آتشگیره شناخته میشود که در قرآن کریم نیز به کار رفته است.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای مواد آتشافروز از Tutuşturucu و برای چوبهای کوچک و مخصوص آتشزنه از واژه Çıra استفاده میشود.
به فارسی
واژههای اصیل فارسیِ مترادف شامل «آتشزنه»، «افروزه»، «فروزینه» و «مَرو» هستند که همگی به ابزار یا مواد واسط برای برپا کردن شعله اشاره دارند.
نماد چیست
در ادبیات، شعر و عرفان فارسی، آتشگیره کنایه و نمادی است از عامل یا واسطهای که باعث شروع یک رویداد بزرگ، افروخته شدن آتشِ عشق، یا حتی برانگیخته شدن فتنه و جنگ میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اتشگیره
واژه «آتشگیره» یک ترکیب اصیل و فصیح در زبان فارسی است که از درآمیختن «آتش» و بن مضارع «گرفتن» (گیره) پدید آمده است. این کلمه برخلاف تصور عامه، به خودِ آتش اشاره ندارد، بلکه دلالت بر مواد زودیاب و خاشاکی مانند پنبه و هیزم ریز یا ابزارهایی چون چخماق دارد که به عنوان واسطه برای شعلهور ساختن آتش اصلی استفاده میشوند.
اگرچه خود این واژهٔ فارسی در متن قرآن مجید نیامده است، اما معادل دقیق عربی آن یعنی «وَقُود» در آیاتی نظیر آیه ۲۴ سوره بقره به چشم میخورد که مفسران بزرگ آن را به آتشگیره ترجمه کردهاند. در پهنه ادبیات فارسی نیز شاعران از این مفهوم برای نشان دادن عوامل محرک، جرقههای آغازین تغییر، و واسطههای اشتعالِ شوق یا فتنه بهره جستهاند.