معنی
واژه ثقافه به معنای مجموعهٔ آداب، رسوم، باورها، هنرها و دانشهای مادی و معنوی یک جامعه است. این کلمه در معنای فردی نیز به مفهوم فرهیختگی، آموزشدیدگی و آگاهی ذهنی شخص به کار میرود.
یعنی چه
وقتی از ثقافه سخن میگوییم، منظورمان ساختار فکری، هویت اجتماعی و میراث غیرمادی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. در گذشته این واژه معنای مهارت، زیرکی و راست کردن نیزه را نیز در خود داشته است.
مترادف
این کلمات بیشترین شباهت معنایی را با ثقافه در زبانهای فارسی و عربی دارند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده نبود آگاهی، دانش و تمدن در یک جامعه یا فرد هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (ث-ق-ف) مشتق شدهاند. برای مثال «مثقف» به معنای فرد فرهیخته و تحصیلکرده است.
ریشه
این واژه از ریشه عربی ثقف به معنی تیزهوش شدن، ماهر شدن، یافتن با غلبه و آموختن گرفته شده است. این کلمه دچار تحول معنایی شده و امروزه به عنوان معادل دقیق فرهنگ (Culture) به کار میرود. مشتقات فعلی آن ۶ بار در قرآن آمده که در آن بافت به معنای دست یافتن و روبرو شدن در جنگ است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «فرهنگ یا دانش عمومی»، واژه ۵ حرفی ثقافه یا شکل دیگر آن یعنی ثقافت به کار میرود.
به انگلیسی
اصلیترین معادل این واژه در زبان انگلیسی Culture و در زبان ترکی Kültür است.
جمعبندی و توضیح کامل ثقافه
واژه «ثقافه» (یا ثقافت) یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که در دهههای اخیر به طور دقیق به عنوان معادل مفهوم مدرن «فرهنگ» تثبیت شده است. این واژه در برگیرنده تمام عناصر مادی و معنوی یک جامعه شامل آداب و رسوم، باورها، هنرها، سبک زندگی و دانش عمومی است که هویت یک ملت را شکل میدهد.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه از ریشه سه حرفی «ث-ق-ف» میآید که در اصل به معنای زیرکی، مهارت و راست کردن نیزه بوده اما به مرور زمان تحول معنایی یافته و به مفهوم پیرایش ذهن و آموزش تغییر شکل داده است. هرچند مشتقات فعلی این ریشه در قرآن به معنی دست یافتن و غلبه در جنگ آمده، اما مفهوم اصطلاحی امروزی آن کاملاً با علم و حکمت گره خورده است.
در نهایت، ثقافه نمادی از فرهیختگی فردی و هویت اجتماعی است. این کلمه ۵ حرفی در ادبیات معاصر و همچنین در ساختار جدولهای کلمات متقاطع کاربرد زیادی دارد و بررسی آن به درک عمیقتر پیوندهای زبانی میان فارسی و عربی کمک میکند.