معنی
لپ در زبان فارسی به بخش نرم، گوشتی و برجسته دو طرف صورت انسان که میان دهان، چشم و فک قرار دارد گفته میشود. این واژه در توصیف چهره کودکان و شادابی صورت کاربرد زیادی دارد.
یعنی چه
در اصطلاح عامیانه و روزمره، لپ همان گونه است. همچنین در ترکیبهای کنایی مانند «لپِ کلام»، به معنای مغز، خلاصه، اصل و لب مطلب به کار میرود که البته این کاربرد مجازی ممکن است تحت تأثیر واژه عربی «لُب» شکل گرفته باشد.
مترادف
اصلیترین و رایجترین مترادف این واژه در فارسی معیار «گونه» است. در ادبیات و متون کهن نیز واژههایی مانند عذار و رخسار برای آن به کار رفتهاند.
متضاد
برای این عضو از بدن، واژه متضاد مستقیم و تثبیتشدهای در زبان فارسی وجود ندارد؛ اما در بافتهای توصیفی و تقابلهای ساختاری، گاهی اصطلاحاتی مانند «داخل دهان» در برابر آن قرار میگیرند.
هم خانواده
واژه لپ از نظر ریشهشناسی در فارسی ساده و غیرمشتق است، اما مشتقات عامیانهای مثل لپو (به معنی کسی که لپهای بزرگی دارد) و لپگلی از آن ساخته شدهاند. واژه عربی «لُب» با این کلمه همخانواده نیست.
ریشه
این واژه کاملاً بومی، ایرانی و متعلق به پارسی سره است که به صورتهای لُپ یا لُپّ در گویشهای مختلف مناطق ایران رواج دارد و ارتباطی با ریشههای عربی یا ترکی ندارد.
جمله سازی
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهایی نظیر «گونه صورت» یا «برجستگی چهره» در جدول که ۲ حرفی باشد، خود واژه «لپ» است.
به انگلیسی
معادل اصلی و دقیق واژه لپ در زبان انگلیسی Cheek است. در زبان عربی به آن خَدّ (با جمع خُدود) و در ترکی به آن Yanak میگویند.
جمعبندی و توضیح کامل لپ
واژه «لپ» یک کلمه اصیل، بومی و عامیانه در زبان فارسی است که به بخش گوشتی و برجسته دو طرف صورت انسان (گونه) اشاره دارد. این کلمه به دلیل ماهیت صوتی و ساختار سادهاش، ریشه در فارسی میانه و گویشهای بومی ایران دارد و کاملاً مستقل از واژگان عربی یا ترکی شکل گرفته است.
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، لپها بهویژه زمانی که سرخ، گلگون یا پر باشند، نمادی از شادابی، سلامت، جوانی و معصومیت کودکانه به شمار میروند. فشردن یا کشیدن لپ در تعاملات اجتماعی معمولاً نشانهای از ابراز محبت و بانمک دانستن طرف مقابل، بهخصوص کودکان است.
علاوه بر کاربرد آن به عنوان یکی از اعضای صورت، این واژه در اصطلاح کنایی «لپ کلام» نیز به معنی خلاصه، برگزیده و مغز مطلب استفاده میشود که جذابیتهای کاربردی این واژه کوچک دو حرفی را در زبان روزمره دوچندان میکند.