معنی
واژه رسم در زبان فارسی کاربردهای گوناگونی دارد؛ از یک سو به آیینها، سنتها، عادات و روشهای دیرینه در یک جامعه اشاره میکند و از سوی دیگر در حوزههای هنری و هندسی به معنای نقاشی، طراحی، کشیدن خطوط و نگارش به کار میرود.
یعنی چه
وقتی صحبت از رسم میشود، معمولاً یا مقصود شیوه و ضابطهای است که مردم بر اساس آن رفتار میکنند (مانند رسم و رسومات) و یا اشاره به عمل ترسیم، نقشه کشی و خلق یک تصویر هنری یا هندسی دارد.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف معنایی (فرهنگی یا هنری) میتوانند به جای واژه رسم قرار گیرند.
متضاد
در سیاق آیین و سنت، واژه بدعت و در سیاق ساختار و نظم، واژههای بینظمی و بیقاعدگی به عنوان متضاد کاربرد دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (ر س م) مشتق شدهاند و با مفهوم اثرگذاری و نگارش ارتباط دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد که پس از ورود به زبان فارسی، معنای آن گسترش یافته و هر دو حوزه هنر/نوشتار و فرهنگ/آیین را پوشش داده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده، کلماتی مانند رسم، سنت یا آیین کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به اینکه کلمه رسم در معنای فرهنگی به کار رود یا هندسی و هنری، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل رسم
واژه رسم یکی از کلمات اصیل و چندبعدی در فرهنگ و زبان فارسی است که ریشه در ماده عربی (ر س م) دارد. این واژه در سیر تحول خود به دو شاخه اصلی معنایی تقسیم شده است؛ از یک سو مظهر نظم، هندسه، خطاطی و خلق تصاویر بر روی کاغذ است و از سوی دیگر، نشاندهنده قوانین نانوشته اجتماعی، عادات پایدار، سنتها و آیینهایی است که هویت یک جامعه را شکل میدهند.
در حوزه علوم قرآنی نیز اصطلاح رسمالمصحف به شیوه نگارش و خطاطی خاص کلمات قرآن اشاره دارد که اهمیت و تقدس مکتوب کردن را میرساند. در مجموع، رسم چه در قالب هنر و هندسه و چه در قالب الگوهای رفتاری جامعه، نمادی از تداوم، ساختاریافتگی، ثبت ماندگار و اصالت فرهنگی است.