یعنی چه
واژه «الظلوم» صیغه مبالغه از ریشه ظلم است و به معنای کسی است که در ستمکاری افراط میکند یا ستم و بیعدالتی فراوانی از او سر میزند. در مفاهیم اخلاقی و فلسفی نیز به کسی اشاره دارد که با قرار دادن چیزها در غیر جایگاه شایسته خود، به حقیقت و نفس خویش ستم روا میدارد.
تلفظ
این واژه با فتح ظاد مشدد و ضمه لام خوانده میشود و در زبان فارسی معمولاً بدون در نظر گرفتن الف و لام ابتدایی به صورت «ظلوم» نیز تلفظ و به کار میرود.
در جدول
کلمه «الظلوم» دارای ۶ حرف است و در جداول کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «بسیار ستمکار» یا «صفت انسان در قرآن همراه جهول» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی متون اسلامی، این واژه اغلب به صورت صفتی برای نشان دادن شدت بیعدالتی و طغیانگری به کار میرود.
به عربی
این کلمه اصل عربی دارد و از ریشه ثلاثی مجرد (ظ ل م) بر وزن فَعول ساخته شده است که دلالت بر تکرار و فراوانی فعل دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل ستمکاره، سخت بیدادگر، عسوف و جفاپیشه است که در ادبیات کلاسیک فارسی نیز به همین معانی به کار رفته است.
در قرآن
این واژه در قرآن کریم برای بیان ویژگیهای نفسانی و مادی بشر ذکر شده است؛ از جمله در آیه «إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا» (احزاب: ۷۲) به عنوان پذیرنده بار امانت الهی که قدر آن را ندانست، و در آیه «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» (ابراهیم: ۳۴) به معنای بسیار ستمپیشه و ناسپاس.
نماد چیست
در فرهنگ عرفانی و ادبیات فارسی، کنایه و نمادی از «انسان مادی» یا بعد مادی و غریزی بشر است. موجودی که با وجود داشتن استعداد صعود معنوی، به دلیل پیروی از هوا و هوس، به مرتبه ستم به خود و نادانی سقوط میکند.
جمعبندی و توضیح کامل الظلوم
واژه «الظلوم» یک صیغه مبالغه مستخرج از ریشه عربی «ظلم» است که به معنای بسیار ستمکار و افراطکننده در بیدادگری به کار میرود. ریشه اصلی این کلمه در معنای لغوی به وضع الشیء فی غیر موضعه یعنی قرار دادن هر چیز در جایی غیر از جایگاه شایسته و واقعی آن اشاره دارد، از این رو ظلوم کسی است که توازن و عدالت واقعی را در رفتار خود یا نسبت به حقایق عالم برهم میزند.
این کلمه به دلیل کاربرد صریح و تکاندهندهاش در قرآن کریم به ویژه در ترکیب مشهور «ظلوماً جهولاً» وارد ادبیات، تفسیر و فرهنگ فارسی شده است. در متون عرفانی و اشعار شاعران بزرگ، این واژه بیشتر از آنکه نشاندهنده یک صفت رذیله بیرونی باشد، نمادی از مرتبه نفسانی خودِ انسان و غفلت او از بار امانت الهی تلقی میشود که در اثر آن، انسان بیش از همه به حقیقت خویشتن ستم روا میدارد.