معنی
واژه فتنه در اصل به معنای گداختن و قرار دادن طلا و نقره در آتش است تا عیار آن سنجیده شده و خالص از ناخالص (سره از ناسره) جدا شود. در کاربرد اصطلاحی و اجتماعی، به معنای آشوب، شورش، تفرقه، فریب و هرگونه بحران و مایه ابتلا به کار میرود.
یعنی چه
این کلمه زمانی به کار میرود که فرد یا جامعه در شرایطی قرار گیرد که تشخیص حق از باطل در آن دشوار باشد و مایه گمراهی یا آشفتگی شود. در ادبیات فارسی نیز مجازاً به زیباییِ آشوبگر، فریبنده و دلربای معشوق اشاره دارد.
مترادف
این واژهها در سیاقهای مختلف سیاسی، اجتماعی، ادبی یا دینی میتوانند به عنوان معادل یا هممعنی واژه فتنه استفاده شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده وضعیت پایداری، صلح، نظم و دوری از تفرقه، گمراهی و آشفتگی هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی عربی «ف ت ن» گرفته شدهاند یا از ترکیبات ساختارهای فارسی با این واژه هستند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. معنای بنیادی ریشه آن، آزمایش کردن با سختی یا آتش (برای عیارسنجی فلزات گرانبها) است که مجازاً به آزمونهای سخت انسانی اطلاق شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این کلمه بر اساس تعداد حروف، خود واژه «فتنه» با ۴ حرف است. کلمات هممعنی دیگری مانند بلوا و آشوب نیز ممکن است به عنوان پاسخ مد نظر باشند.
به انگلیسی
بسته به بستر متن (سیاسی، اخلاقی، اجتماعی یا دینی)، معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی برای کلمه فتنه وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فتنه
واژه «فتنه» یکی از مفاهیم چندبعدی و پرکاربرد در فرهنگ و زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. معنای نخستین و لغوی آن به فرآیند ذوب کردن طلا برای جدا کردن ناخالصیها بازمیگردد، اما در بستر زمان به هرگونه آزمون سخت، بحران، آشوب و تفرقهافکنی اجتماعی گسترش یافته است که در آن تشخیص حق از باطل دشوار میشود.
این کلمه در متون دینی و بهویژه قرآن کریم، مفاهیمی چون آزمایش الهی، شرک، آزار مؤمنان و فریب شیطانی را در بر میگیرد. در مقابل، فتنه در ادبیات غنایی فارسی تغییر چهره داده و به عنوان نمادی از زیبایی فریبنده و آشوبگر معشوق (مانند شخصیت فتنه، کنیزک چنگنواز بهرام گور در خمسه نظامی) به کار رفته است که دلها را به بحران و بیقراری میکشاند.