یعنی چه
واژه امرد در لغت به معنای نوجوان یا جوانی است که هنوز محاسن (ریش و سبیل) او نروییده یا تازه در حال دمیدن است. در متون ادبی کلاسیک فارسی، این اصطلاح بیشتر برای توصیف جوانان زیبارو و سادهزنخ به کار میرفته و عاری بودن چهره از مو را میرساند.
تلفظ
این کلمه بر وزن «اَفْعَل» تلفظ میشود. در زبان عربی و متون کهن فارسی به صورت اَمْرَد (A-m-r-a-d) خوانده میشود. جمع عربی آن «مُرد» یا «أمارد» (به معنی جوانان بیریش) است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «جوان بیریش»، «سادهروی»، «نوجوان نوخاسته» یا «پسر سادهزنخ»، کلمه چهار حرفی «امرد» به عنوان پاسخ دقیق و کلاسیک شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل دقیق این واژه در زبان انگلیسی به ویژگی نداشتن ریش در سنین جوانی اشاره دارد. توجه شود که برخی فرهنگهای آنلاین قدیمی به اشتباه این کلمه را به دلیل شباهت ظاهری با واژه «امرداد» به صورت Immortal (جاودان) ترجمه کردهاند که در بافت واژهشناسی عربی و ادبیات فارسی کاملاً نادرست است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد «م ر د» به معنی عاری بودن، برهنه بودن یا پیاپی شدن مشتق شده است؛ چرا که صورت نوجوان در این سنین از مو برهنه و پاک است.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای اصیل و متعددی به عنوان معادل یا مترادف امرد استفاده میشوند که از جمله آنها میتوان به سادهروی، سادهزنخ، برنا، پروند، چره و جوان نورس اشاره کرد که همگی مفهوم جوانی با چهره صاف را میرسانند.
نماد چیست
در شعر و ادبیات غنایی و عرفانی قرون گذشته (بهویژه در قالب غزل کلاسیک)، امرد گاهی به عنوان نمادی از حسن مادی، معشوق زمینی با چهره لطیف و ایدهآل زیباییِ زودگذر دوران جوانی پیش از تغییر چهره به تصویر کشیده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل امرد
واژه «امرد» یک وامواژه ادبی و اصیل عربی در زبان فارسی است که در فرهنگهای معتبری مانند لغتنامه دهخدا به معنای نوجوان یا جوانی که هنوز ریش و سبیلش کامل درنیاورده و صورتی صاف دارد، تعریف میشود. این کلمه از ریشه «م ر د» به معنای برهنگی و عاری بودن میآید و دقیقاً به خالی بودن صورت از مو اشاره دارد. در ادبیات کلاسیک و اشعار غنایی، این واژه بیشتر بار توصیفی داشته و برای بیان زیبایی مادی و ویژگیهای ظاهری معشوق در دوران نوجوانی به کار میرفته است.
اگرچه خود واژه امرد به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده، اما مشتقات همخانواده آن مانند «ممرد» (به معنی صاف، شفاف و استوار)، «مردوا» (پابرجا بودن در نفاق) و «مرید و مارد» (به معنی سرکش و عاری از خیر در وصف شیطان) در آیات قرآنی به کار رفتهاند. معادلهای فارسی دقیق این کلمه مانند سادهروی و سادهزنخ به خوبی مفاهیم موازی آن را در زبان معیار بازتاب میدهند.
در زبانهای دیگر مانند انگلیسی، معادل دقیق آن تعابیری همچون Beardless youth است و جابهجاییهای معنایی آن با مفاهیمی مثل جاودانگی فاقد ریشه علمی است. این واژه در بافت دانشنامهای و لغوی، صرفاً نمایانگر یک ویژگی طبیعی در سیر بلوغ انسان و توصیف چهرگی در ادبیات سنتی است.