یعنی چه
امردی حاصلمصدر از واژهٔ «امرد» است و به دوره یا حالت نوجوانی و جوانی اطلاق میشود که شخص هنوز محاسن (ریش و سبیل) درنیاورده و صورتی صاف و بدون مو دارد. این اصطلاح در ادبیات کهن کاربرد فراوان داشته است.
تلفظ
این واژه به صورت اَمَردی (amradī) تلفظ میشود که از صفت مشبهه عربی «امرد» به همراه «ی» مصدری فارسی ساختار یافته است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «حالت نوجوان بیریش» یا «نوخطی» میآید.
به انگلیسی
نکتهٔ مهم این که برخی منابع به اشتباه این واژه را با «امرداد» خلط کرده و معادل Immortal (نامیرا) آوردهاند که کاملاً نادرست است؛ معادل واقعی آن به ویژگیِ بیریش بودن جوانان اشاره دارد.
به عربی
ریشهٔ اصلی کلمه از مادهٔ عربی «مَرَدَ» به معنی ریختن شاخ و برگ درخت یا برهنگی گرفته شده است که کنایه از برهنه بودن صورت از مو است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این حالت شامل واژههایی چون سادهرویی، نوخطی، برنایی و نوجوانی است که به ویژگیهای ظاهری سنین بلوغ اشاره دارد.
در قرآن
واژهٔ امرد یا امردی در قرآن کاربرد مستقیم ندارد؛ اما در توصیف بهشت، اصطلاحاتی مانند «وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ» (پسرانی جوان و همیشگی) یا «غِلْمَان» به کار رفته است که مفسران گاه ظاهر آنها را به جوانان زیبا و بیریش تشبیه کردهاند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی (بهویژه سبک عراقی)، جوان امرد یا نوخط نمادی از جلوهٔ مادی و زمینی زیبایی مطلق خداوند تلقی میشده و در سنت شعرِ شاهدبازی و جمالپرستی تصوف کاربرد داشته است.
جمعبندی و توضیح کامل امردی
واژهٔ «امردی» حاصلمصدر از کلمهٔ «أمرَد» است که ریشهای عربی (از ماده مَرَدَ به معنی برهنگی درخت) دارد، اما با الحاق «ی» مصدری در زبان فارسی تثبیت شده است. این واژه به وضعیت ظاهریِ پسران جوان و نوجوانی اشاره دارد که محاسن و ریش بر صورتشان نروییده و اصطلاحاً سادهروی یا نوخط هستند.
باید توجه داشت که این اصطلاح را نباید با واژهٔ اصیل فارسی «اَمُرداد» (به معنی بیمرگی و جاودانگی) اشتباه گرفت، چرا که از نظر ریشهشناسی و معنایی هیچ ارتباطی میان آنها وجود ندارد. در متون قدیمی و اشعار سنتی فارسی، این واژه گاه با بارهای اجتماعی، ادبی یا عرفانی خاصی همراه بوده که به زیباییِ معصومانه و عینی دوران جوانی اشاره داشته است.