یعنی چه
این واژه دو وجه تسمیه دارد: نخست به عنوان جمع فارسی واژه عربی «امرد» که به نوجوانان و جوانانی اشاره دارد که موی بر صورتشان نروییده است. دوم، در متون کهن ایرانی به عنوان شکل دگرگونشده یا جمعی از ریشه «امرداد» به معنی بیمرگی و جاودانگی به کار رفته است.
تلفظ
در معنای اول (جوانان بیریش) به صورت اَمْرَدان تلفظ میشود و در معنای دوم (منسوب به امرداد و جاودانگی) به صورت اَمُرْدان خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول در بخش واژگان شش حرفی، به عنوان معادل جوانان بیریش یا امرداد.
به انگلیسی
بسته به متن و ریشهشناسی واژه، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن تعریف میشود.
به ترکی
ترجمه واژه به زبان ترکی بر مبنای هر دو کاربرد عربی و ایران باستان.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل کاربرد این واژه بیشتر به صورت صفت یا اسم جمع برای اشاره به جوانان تازه بالغ یا مفاهیم مرتبط با بقا و جاودانگی (برگرفته از امرداد) بوده است.
در قرآن
عین کلمه «امردان» یا «امرد» در متن قرآن کریم به چشم نمیخورد؛ با این حال، مشتقات دیگر ریشه عربی آن (مانند مارد و مرید به معنی سرکش) و همچنین مفهوم جاودانگی (خلود) در آیات متعددی مطرح شدهاند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه نماد جوانی و زیبایی شکننده است و در متون عرفانی گاه به عنوان مظهر تجلی زیبایی خداوند (شاهد) به کار میرود. در نگاه ایران باستان نیز نماد غلبه بر مرگ و تداوم رویش طبیعت است.
جمعبندی و توضیح کامل امردان
واژه «امردان» در زبان و ادبیات فارسی دارای دو خاستگاه و معنای کاملاً متمایز است. در وجه اول که ریشه در زبان عربی دارد، این کلمه جمع فارسی واژه «امرد» (از ماده مَرَدَ به معنی برهنه شدن درخت از برگ) است و مجازاً برای اشاره به جوانان یا نوجوانان سادهرویی به کار میرود که هنوز محاسن و ریش بر صورتشان نروییده است. این مفهوم در شعر سبک عراقی و متون اجتماعی گذشته کاربرد فراوانی داشته است.
در وجه دوم، این کلمه در واژهشناسی متون زرتشتی و ایران باستان، شکلی دگرگونشده یا برداشتی از واژه «اَمُرداد» (Ameretāt) تلقی میشود. در این ساختار، پیشوند نفی «اَ» به همراه ریشه «مرد» به معنای مرگ، مفهوم «بیمرگی، جاودانگی و نامیرایی» را میسازد که نماد امشاسپند نگهبان گیاهان و حیات پایدار در طبیعت است.
بنابراین، بررسی این واژه نیازمند توجه به سیاق متن است؛ در متون ادبی و غزلها اشاره به زیبارویان نوخاسته دارد و در متون کهن اساطیری با مفاهیم ابدیت، حیات حیاتبخش و نیروهای نامیرای قدسی گره خورده است.