یعنی چه
این واژه در زبان فارسی به عنوان قید حالت به کار میرود و نشاندهنده انجام دادن کارها با سرعت مفرط، بیدرنگ و گاهی همراه با دستپاچگی و کاهش دقت است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب قیدی به صورت bā-'ejale است که از حرف اضافه «با» و واژه «عَجَلَة» ساختار یافته است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه «باعجله» دقیقاً ۶ حرف دارد. معادلهای دگرساز آن با تعداد حروف مختلف شامل شتابان، هولکی و سریع است.
به انگلیسی
برای بیان این حالت در زبان انگلیسی اغلب از قیودی مانند hurriedly و hastily یا اصطلاح in a hurry استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم ترکیبی «با عجله» از عبارات قیدی مانند علی عجل یا مسرعاً استفاده میکنند.
به فارسی
واژهها و ترکیبهای اصیل فارسی که دقیقا همین معنا را میرسانند شامل شتابان، هولکی، دستپاچه و شتابزده هستند. متضادهای آن نیز با تأمل، با آرامش، با تأنّی و شمردهشمرده میباشند.
در قرآن
ترکیب فارسی «با عجله» در قرآن وجود ندارد، اما ریشه عربی آن یعنی «ع ج ل» کاربردهای متعددی دارد؛ مانند «خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ» (انسان از شتاب آفریده شده است) و «وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا» که به ویژگی شتابزدگی انسان اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل باعجله
واژه «باعجله» یک ترکیب قیدی کاربردی در زبان فارسی است که از حرف اضافه «با» و کلمه عربی «عجلة» (از ریشه عجل) ساخته شده است. این کلمه موقعیتی را توصیف میکند که در آن فرد کاری را با سرعت بالا، بیدرنگ و معمولاً بدون فکر و تأمل کافی انجام میدهد. در فرهنگ عامه و ادبیات، این مفهوم معمولاً بار معنایی منفی دارد و نماد کاهش دقت و بروز خطا محسوب میشود.
در تمثیلها و ضربالمثلهای فارسی و اسلامی، عجله به عنوان کاری شیطانی معرفی شده است («العجلة من الشیطان») که در نقطه مقابل فضیلت صبوری، تأنّی و آرامش قرار میگیرد. همچنین در ادبیات داستانی و نمادشناسی حیوانات، خرگوش به عنوان نماد سرعت و شتابزدگی بیهوده در برابر لاکپشت صبور شناخته میشود.
بررسی دقیق ریشهشناختی این واژه نشان میدهد که اگرچه بدنه اصلی کلمه از زبان عربی وام گرفته شده، اما ساختار ترکیبی آن کاملاً در خدمت نحو و قیدسازی زبان فارسی قرار دارد و معادلهای دقیقی در زبانهای انگلیسی و عربی برای انتقال این حس دستپاچگی و شتاب وجود دارد.