یعنی چه
واژه «بَعْر» در لغتنامههای معتبری مانند دهخدا و عمید به معنای فضولات، پشکل و سرگین حیوانات نشخوارکننده و ماندهسم (مانند شتر، گوسفند و آهو) است و ترکیب «بعر شتر» به طور خاص به فضولات خشکشده شتر اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب مضاف و مضافالیه به صورت [بَ عْ رِ شُ تُ رْ] تلفظ میشود که در آن حرف باء دارای فتحه و حرف عین دارای سکون است.
در جدول
در طراحهای جداول متقاطع کلمات، اگر نشانهٔ پشکل یا فضولات شتر خواسته شود، عبارت ششحرفی «بعر شتر» پاسخ دقیق آن است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به فضولات و سرگین شتر از واژگانی استفاده میشود که مفهوم کود یا مدفوع حیوانی را میرسانند.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی است و در ادبیات کلاسیک عرب برای فضولات شتر دقیقاً از همین ترکیبات استفاده میشود.
به فارسی
در فارسی کهن و متون قدیمی ادبی، به جای استفاده از واژه مکرر عربی، از تعابیر بومی مانند پشکل شتر، سرگین شتر، فضله یا فِقِز استفاده میشده است.
در قرآن
عین واژه «بَعْر» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، کلمه همخانواده واژگانی آن یعنی «بَعِیر» به معنی شتر، دو بار در سوره مبارکه یوسف (آیات ۶۵ و ۷۲) به صورت ترکیب «حِمْلُ بَعِیرٍ» (به معنی بار یک شتر) آمده است.
نماد چیست
در متون ادبی و اشعار کهن (مانند اشعار خاقانی)، بعر شتر استعاره از چیزهای کاملاً بیارزش، پست و مایه تحقیر است. همزمان در زندگی بیابانی و طب سنتی قدیم، کاربرد کاربردی به عنوان کود طبیعی یا ماده سوختی داشته است.
جمعبندی و توضیح کامل بعر شتر
عبارت «بعر شتر» یک ترکیب مضاف و مضافالیه با ریشه عربی-فارسی است که در لغتنامههای کهن نظیر دهخدا به معنای پشکل، سرگین یا فضولات خشکشده شتر ثبت شده است. واژه «بَعْر» به طور کلی برای فضولات حیوانات نشخوارکننده استفاده میشود و در ساختار این عبارت به طور خاص به شتر اختصاص یافته است.
این واژه در متون ادبی فارسی و عربی مصارف گوناگونی داشته؛ از یک سو در فرهنگ عامه و شعر به عنوان نمادی برای تحقیر، پستی و بیارزشی مطلق به کار میرفته و از سوی دیگر، در زندگی سنتی بیابانی به عنوان کود یا حتی ماده سوختی کاربرد داشته است.
اگرچه خود این واژه در قرآن کریم یافت نمیشود، اما واژه همخانواده آن یعنی «بعیر» به معنای خودِ شتر در سوره یوسف آمده است. امروزه این کلمه بیشتر در حل جداول کلمات متقاطع و بررسی متون ادبی کهن کاربرد دارد.