معنی
واژه فضا به چند معنای اصلی به کار میرود: محیطی وسیع و نامحدود، بخش بیرونی جو زمین (کیهان)، اتمسفر و حالوهوای حاکم بر یک مکان یا ذهن، و همچنین فاصله و جای خالی میان دو شیء.
یعنی چه
در اصطلاح، فضا به هر نوع گستره، پهنه و محدوده خالی یا پر اطلاق میشود که ظرفی برای قرار گرفتن موجودات، اجسام یا رخ دادن پدیدههاست؛ از خلأ کیهانی گرفته تا صحن یک خانه.
مترادف
کلمات مترادف بسته به متن استفاده میتوانند شامل واژگان نجومی، جغرافیایی یا اتمسفری باشند.
متضاد
برای فضا متضاد واحدی وجود ندارد، اما در مفهوم وسعت، متضاد آن تنگی و در مفهوم گشایش، متضاد آن محدودیت است.
هم خانواده
واژههای مشتق فارسی و همخانوادههای ریشه اصلی عربی آن شامل این موارد هستند.
ریشه
این کلمه از واژه عربی «فَضاء» به معنی زمین پهناور، خالی یا فاصله میان دو چیز وارد فارسی شده و در نگارش فارسی همزه پایانی آن حذف گردیده است.
جمله سازی
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند جای خالی، مکان وسیع یا محیط کیهانی، کلمه اصلی «فضا» با ۳ حرف است.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور از فضا، کیهان باشد یا محیط اطراف و یا جا برای وسیلهای، معادلهای انگلیسی متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فضا
واژه «فضا» از ریشه عربی «فضاء» به معنای پهنه و گستره وسیع وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در طول زمان دگرگونیهای معنایی جذابی را تجربه کرده است؛ در ادبیات سنتی و لغتنامههای کهن بیشتر به معنای میدان، صحن، حیاط یا جای تهی میان دو چیز به کار میرفته، اما در عصر مدرن و با پیشرفت علوم، به عنوان معادل دقیق کلمه Space برای اشاره به کیهان، خلأ بیرون از جو زمین و عالم نجوم تثبیت شده است.
علاوه بر کاربردهای فیزیکی و نجومی، فضا مفهومی انتزاعی و روانشناختی نیز دارد؛ عباراتی چون «فضای مجازی»، «فضای ذهنی» یا «فضای صمیمی خانه» نشاندهنده ابعاد حسی و اتمسفری این کلمه هستند. در نمادشناسی نیز این واژه همواره تداعیکننده مفاهیمی همچون بیکرانگی، آزادی، رهایی از قید و بندهای مادی و کنجکاوی پایانناپذیر انسان برای کشف ناشناختههاست.