معنی
این واژه برای توصیف اجسام، لایهها یا موجوداتی به کار میرود که ضخامت، حجم یا قطر بالایی دارند؛ مانند یک کتاب قطور یا دیواری مستحکم.
یعنی چه
عبارت است از ویژگی یا صفت جسمی که لایهها یا پهنای آن به اندازه کافی بزرگ و متراکم باشد که در برابر باریک یا نازک بودن قرار گیرد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به جای ضخیم برای توصیف ابعاد یا ویژگیهای ساختاری اجسام و افراد استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که بر عکس مفهوم ضخامت، یعنی کم بودن قطر، حجم یا تراکم دلالت دارند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشه سه حرفی (ض خ م) مشتق شدهاند و مفاهیمی مثل کلفتی، ورم کردن (مانند تضخم اقتصادی) یا بزرگی را میرسانند.
ریشه
این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد «ض خ م» به معنی بزرگی و فربهی گرفته شده است. در عربی کلاسیک بیشتر واژه «ضَخم» رایج بوده، اما صورت «ضخیم» در زبان فارسی کاملاً جا افتاده و کاربرد یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «کلفت یا ستبر»، کلمه ۴ حرفی «ضخیم» یا معادلهای آن قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به اینکه ضخامت برای یک جسم (مثل کاغذ و دیوار) مطرح باشد یا جثه یک فرد، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ضخیم
واژه «ضخیم» از جمله کلمات پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و برای توصیف ویژگیهای فیزیکی اجسام، لایهها و جثهها به کار میرود. این کلمه به معنای داشتن قطر یا حجم زیاد است و کلماتی مانند کلفت، قطور و ستبر از اصلیترین مترادفهای آن به شمار میروند، در حالی که واژههای نازک و باریک در نقطه مقابل آن قرار دارند.
اگرچه خود این واژه به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم آن در توصیف لباسهای بهشتی با واژه معرب «استبرق» (که ریشه در ستبر فارسی دارد) مطرح شده است. در فرهنگ عامه و ادبیات استعاری، ضخامت معمولاً نمادی از استحکام، مقاومت، نفوذناپذیری و گاه عدم ظرافت به شمار میرود.
در حوزه واژگان همخانواده، این کلمه با مفاهیمی نظیر «ضخامت» و حتی «تضخم» (در معنای تورم و ورم کردن) ارتباط ساختاری دارد. شناخت دقیق این کلمه به درک بهتر متون وصافی و همچنین حل جدولهای کلمات متقاطع کمک شایانی میکند.