یعنی چه
این واژه از ترکیب دو بخش «خرد» و «یافته» ساخته شده و به معنای فردی است که خردمندی و فهم را از طریق تجربه، روزگار یا آموزش به دست آورده و به مرتبه دانایی و پختگی ذهنی رسیده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره روی حرف اول (خِ) و سکون روی حرف دال (دْ) به صورت خِرَدْیافته است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی مانند «عاقل و جهاندیده» یا «کسی که به کمال عقلی رسیده» واژه «خردیافته» است که دقیقا هشت حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با سیاق متن میتوان از صفاتی که نشاندهنده پختگی عقلانی و دانایی اکتسابی هستند استفاده کرد.
به ترکی
در زبان ترکی واژه Bilge بهترین معادل برای رساندن مفهوم حکیم و خردیافته است و Olgun نیز پختگی فکری را میرساند.
به فارسی
واژههای معادل و هممعنی فارسی آن شامل فرزانه، ژرفاندیش، آگاه، عاقل و انسان کارآزموده و جهاندیده است که در ادبیات کهن به کار رفتهاند.
نماد چیست
در ادبیات حماسی و سنتی فارسی، این واژه نماد فردی است که به دلیل تجربه و عقل مصلحتاندیش، میتواند مشاور و راهنمایی قابل اعتماد برای دیگران و شاهان باشد.
جمعبندی و توضیح کامل خردیافته
واژه «خردیافته» یک صفت مفعولی مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب «خرد» (به معنی عقل و فهم) و «یافته» (از مصدر یافتن) تشکیل شده است. این واژه اگرچه در لغتنامههای مدرن به عنوان یک مدخل کاملاً مستقل و رایج کمتر دیده میشود، اما ساختاری کاملاً اصیل دارد و در ادبیات کلاسیک فارسی، به ویژه در اشعار شاهنامه فردوسی، برای توصیف افراد عاقل، کاردان و پخته به کار رفته است.
مفهوم اصلی این واژه بر خلاف خردمندی ذاتی، بر خرد اکتسابی و حاصل از تجربه و گذر روزگار تاکید دارد؛ یعنی کسی که با گذر زمان و مواجهه با فراز و نشیبهای زندگی به پختگی فکری و کمال عقلی دست یافته است. در فرهنگ و ادبیات سنتی، چنین فردی همواره به عنوان یک مشاور امین، راهبر دانا و مصلحتاندیش شناخته میشود.