یعنی چه
این عبارت در ادبیات فارسی کاربردی کنایی دارد. محمل یا همان کجاوهای را که بر شتر میبستند، وقتی به حرکت درمیآوردند، اصطلاحاً میگفتند محمل کشیدهاند که مایه آغاز سفر، نقل مکان و رخت بربستن از یک منزلگاه بود.
تلفظ
این ترکیب از واژه عربی مَحمِل (m hardships / mahmel) و فعل فارسی کَشیدَن (kašidan) ساخته شده است.
در جدول
در معماها و جداول متقاطع، این عبارت ۹ حرفی معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «بار سفر بستن کنایی»، «کوچ کردن ادبی» یا «عازم سفر شدن» به کار میرود.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، اگر منظور حرکت دادن فیزیکی کجاوه باشد از عبارات مربوط به litter/palanquin استفاده میشود و در مفهوم کنایی، افعال مربوط به آغاز سفر و عزیمت به کار میروند.
به عربی
اصطلاح «شدّ الرحال» در زبان عربی دقیقترین معادل کنایی و ساختاری برای محمل کشیدن است که به معنی بستن بار و بنه برای آغاز یک سفر طولانی است.
به فارسی
در زبان فارسی سره و واژگان جایگزین، میتوان از تعابیری چون «راهی شدن»، «بار افکندن به سوی مقصد» و «کوچیدن» برای رساندن این مفهوم استفاده کرد. متضاد آن نیز «محمل گشادن» یا همان بار انداختن و اقامت گزیدن است.
در قرآن
ترکیب «محمل کشیدن» یک اصطلاح کنایی ادبیات فارسی است و در متن قرآن وجود ندارد. خود واژه محمل نیز در قرآن نیست، ولی همخانوادههای آن از ریشه ثلاثی مجرد «حمل» مانند «تحمل»، «حملت» و «حموله» بارها در معنای باربرداری، حمل کردن و جابهجایی بار به کار رفتهاند.
نماد چیست
در شعر کلاسیک و ادبیات عرفانی (مانند اشعار نظامی گنجوی)، محمل کشیدن نمادی از حرکت ناگزیر انسان در طول زندگی، بریدن از منزلگاههای مادی، آغاز سفر طریقت و هجرت عمیق به سوی حق و معشوق ازلی است.
جمعبندی و توضیح کامل محمل کشیدن
اصطلاح «محمل کشیدن» یک ترکیب کنایی و استعاری زیبا در زبان و ادبیات فارسی است. در مفهوم نخستین و لغوی، این عبارت به معنای پیش بردن و حمل کردن محمل یا همان کجاوهای است که بر پشت شتران میبستند تا مسافران یا زنان را جابهجا کنند. حرکتی که با کشیده شدن مهار شتر آغاز میشد و نشان از شروع یک جابهجایی فیزیکی داشت.
در سیر تطور زبان، این واژه بار معنایی عمیقتری به خود گرفت و به کنایهای برای کوچ کردن، عازم سفر شدن، رخت بربستن و آغاز رحیل تبدیل شد. در ادبیات عرفانی ما نیز شاعران بزرگی چون نظامی گنجوی از این تعبیر برای نشان دادن گذار عمر، بیپایداری دنیا و نمادی از آغاز سفر سلوک و حرکت به سوی مقصد نهایی انسان استفاده کردهاند.
این واژه از نظر ساختاری ترکیبی از یک اسم ریشه عربی (محمل) و یک مصدر اصیل فارسی (کشیدن) است و متضاد آن در ادبیات «محمل گشادن» است که به معنی باز کردن بارها و اقامت گزیدن در یک مکان تعبیر میشود.