معنی
واژه «سزاوار» یک صفت فاعلی و به معنای دارا بودن شایستگی و صلاحیت برای دریافت چیزی است. نکته مهم در کاربرد این واژه این است که هم در بار معنایی مثبت (ستایش، پاداش و پاداش نیکو) و هم در بار معنایی منفی (سرزنش، مجازات و کیفر) به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی سزاوار چیزی است، یعنی رفتار، جایگاه یا ویژگیهای او ایجاب میکند که آن نتیجه (خواه خوب و خواه بد) به او برسد؛ به عبارت دیگر، او استحقاق آن امر را دارد.
مترادف
این کلمات همگی بر داشتن صلاحیت، تناسب و استحقاق فرد یا شیء برای یک امر خاص دلالت دارند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده عدم شایستگی، عدم تناسب و نداشتن حق یا صلاحیت لازم هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه زبانی «سچ» یا «سزا» مشتق شدهاند و با مفهوم شایستگی، جزا و تناسب در ارتباط هستند.
ریشه
این واژه کاملاً فارسی است و از ترکیب «سزا + وار» تشکیل شده است. در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت «سچاکوار» (sačākvār) بوده است؛ بخش اول یعنی «سزا» از ریشه «سچ» (sač) به معنی شایستن و سزیدن میآید و «وار» پسوند اتصاف، دارندگی و شباهت است. در نتیجه سزاوار یعنی «دارای شایستگیِ دریافت نتیجه».
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه سزاوار یک پاسخ ۶ حرفی است. همچنین طراحان جدول ممکن است از واژههای مترادف آن مثل شایسته، لایق یا مستحق به عنوان راهنما یا پاسخهای جایگزین استفاده کنند.
به انگلیسی
واژه سزاوار در زبانهای مختلف معادلهای دقیقی دارد؛ برای مثال در انگلیسی زمانی که فردی شایستگی تحسین یا پاداش را دارد از Worthy یا Deserving استفاده میشود. در زبان عربی نیز واژههایی چون جدیر و مستحق بالاترین بسط معنایی را با آن دارند.
جمعبندی و توضیح کامل سزاوار
واژه «سزاوار» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) دارد. این واژه از ترکیب بخش «سزا» (برگرفته از ریشه سچ به معنای شایستن) و پسوند «وار» تشکیل شده و به طور کلی مفهومِ دارا بودن صلاحیت، استحقاق و شایستگی را منتقل میکند. نکته کلیدی در درک این کلمه، دووجهی بودن بار معنایی آن است؛ به این معنا که هم در زمینههای مثبت مانند پاداش، تمجید و احراز یک جایگاه بالا به کار میرود و هم در زمینههای منفی مانند سزاوارِ تنبیه یا کیفر بودن کاربرد دارد.
اگرچه خود این واژه فارسی در متن عربی قرآن کریم وجود ندارد، اما مفهوم عدالتمحور آن به وفور در آیات الهی دیده میشود. در ترجمههای معتبر فارسی قرآن، «سزاوار» یا «سزاوارتر» به عنوان بهترین برابرنهاد برای واژگان قرآنی همچون «أَوْلَىٰ»، «أَحَقُّ» و «حَقِیقٌ» استفاده شده است که نشاندهنده پیوند عمیق این مفهوم با ساختار عدل و استحقاق منطقی است.
در فرهنگ عامه و ادبیات، سزاوار نمادی معنوی از تناسب رفتار و پاداش است؛ یعنی هر کنشی، واکنشی درخور و متناسب را میطلبد. این واژه ۶ حرفی در حل جدولهای کلمات متقاطع بسیار پرکاربرد است و به دلیل داشتن مترادفات غنی چون لایق، درخور، برازنده و مستحق، نقشی کلیدی در ادبیات منظوم و منثور فارسی ایفا میکند.